| جمع | unpersons |
unperson status
حالت حذف از فهرست
become unperson
حذف از فهرست شدن
unperson treatment
رفتار حذف از فهرست
unperson policy
سیاست حذف از فهرست
unperson phenomenon
پدیده حذف از فهرست
unperson concept
مفهوم حذف از فهرست
unpersoning process
فرآیند حذف از فهرست
unperson narrative
داستان حذف از فهرست
unperson effect
اثر حذف از فهرست
unperson history
تاریخچه حذف از فهرست
in the dystopian society, anyone can be unpersoned without warning.
در یک جامعه دیستوپیایی، هر کسی میتواند بدون هیچ هشداری به یک فرد بیاهمیت تبدیل شود.
he felt like an unperson after his reputation was destroyed.
او بعد از اینکه شهرتاش از بین رفت احساس کرد که یک فرد بیاهمیت است.
being unpersoned means losing all your rights and identity.
بیاهمیت شدن به معنای از دست دادن تمام حقوق و هویت شماست.
the government can easily unperson anyone who opposes them.
دولت به راحتی میتواند هر کسی را که با آنها مخالف است، بیاهمیت کند.
she was unpersoned by the media after the scandal broke.
او بعد از افشای رسوایی توسط رسانه ها بیاهمیت شد.
once you are unpersoned, it's difficult to regain your former life.
هنگامی که شما بیاهمیت شدید، بازگرداندن زندگی قبلی شما دشوار است.
they made him an unperson to silence his dissenting voice.
آنها او را به یک فرد بیاهمیت تبدیل کردند تا صدای مخالف او را خاموش کنند.
in literature, the concept of being unpersoned often symbolizes oppression.
در ادبیات، مفهوم بیاهمیت شدن اغلب نمادی از ستم است.
to be unpersoned is to be erased from history.
بیاهمیت شدن به معنای محو شدن از تاریخ است.
many activists fear they could be unpersoned for their beliefs.
بسیاری از فعالان میترسند که به دلیل باورهایشان بیاهمیت شوند.
unperson status
حالت حذف از فهرست
become unperson
حذف از فهرست شدن
unperson treatment
رفتار حذف از فهرست
unperson policy
سیاست حذف از فهرست
unperson phenomenon
پدیده حذف از فهرست
unperson concept
مفهوم حذف از فهرست
unpersoning process
فرآیند حذف از فهرست
unperson narrative
داستان حذف از فهرست
unperson effect
اثر حذف از فهرست
unperson history
تاریخچه حذف از فهرست
in the dystopian society, anyone can be unpersoned without warning.
در یک جامعه دیستوپیایی، هر کسی میتواند بدون هیچ هشداری به یک فرد بیاهمیت تبدیل شود.
he felt like an unperson after his reputation was destroyed.
او بعد از اینکه شهرتاش از بین رفت احساس کرد که یک فرد بیاهمیت است.
being unpersoned means losing all your rights and identity.
بیاهمیت شدن به معنای از دست دادن تمام حقوق و هویت شماست.
the government can easily unperson anyone who opposes them.
دولت به راحتی میتواند هر کسی را که با آنها مخالف است، بیاهمیت کند.
she was unpersoned by the media after the scandal broke.
او بعد از افشای رسوایی توسط رسانه ها بیاهمیت شد.
once you are unpersoned, it's difficult to regain your former life.
هنگامی که شما بیاهمیت شدید، بازگرداندن زندگی قبلی شما دشوار است.
they made him an unperson to silence his dissenting voice.
آنها او را به یک فرد بیاهمیت تبدیل کردند تا صدای مخالف او را خاموش کنند.
in literature, the concept of being unpersoned often symbolizes oppression.
در ادبیات، مفهوم بیاهمیت شدن اغلب نمادی از ستم است.
to be unpersoned is to be erased from history.
بیاهمیت شدن به معنای محو شدن از تاریخ است.
many activists fear they could be unpersoned for their beliefs.
بسیاری از فعالان میترسند که به دلیل باورهایشان بیاهمیت شوند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید