unphysiological conditions
شرایط غیر فیزیولوژیکی
unphysiological responses
واکنشهای غیر فیزیولوژیکی
unphysiological state
حالت غیر فیزیولوژیکی
unphysiological behavior
رفتار غیر فیزیولوژیکی
unphysiological factors
عوامل غیر فیزیولوژیکی
unphysiological levels
سطوح غیر فیزیولوژیکی
unphysiological environment
محیط غیر فیزیولوژیکی
unphysiological effects
اثرات غیر فیزیولوژیکی
unphysiological mechanisms
مکانیسمهای غیر فیزیولوژیکی
unphysiological interactions
تعاملات غیر فیزیولوژیکی
the treatment was deemed unphysiological and ineffective.
درمان به عنوان غیرفیزیولوژیکی و غیرموثر تلقی شد.
his reaction to the drug was unphysiological and surprising.
واکنش او به دارو غیرفیزیولوژیکی و غیرمنتظره بود.
unphysiological conditions can lead to inaccurate results in experiments.
شرایط غیرفیزیولوژیکی می تواند منجر به نتایج نادرست در آزمایشات شود.
the study highlighted the effects of unphysiological stress on the body.
این مطالعه بر اثرات استرس غیرفیزیولوژیکی بر بدن تأکید کرد.
unphysiological environments can alter animal behavior significantly.
محیط های غیرفیزیولوژیکی می توانند رفتار حیوانات را به طور قابل توجهی تغییر دهند.
doctors warned against unphysiological diets that lack essential nutrients.
پزشکان در مورد رژیم های غذایی غیرفیزیولوژیکی که فاقد مواد مغذی ضروری هستند، هشدار دادند.
the athlete's training regimen was criticized for being unphysiological.
برنامه تمرینی ورزشکار به دلیل غیرفیزیولوژیکی بودن مورد انتقاد قرار گرفت.
unphysiological aging processes can affect overall health.
فرآیندهای پیری غیرفیزیولوژیکی می تواند بر سلامت کلی تأثیر بگذارد.
researchers are studying unphysiological reactions in various species.
محققان در حال مطالعه واکنش های غیرفیزیولوژیکی در گونه های مختلف هستند.
unphysiological factors must be controlled in clinical trials.
عوامل غیرفیزیولوژیکی باید در آزمایش های بالینی کنترل شوند.
unphysiological conditions
شرایط غیر فیزیولوژیکی
unphysiological responses
واکنشهای غیر فیزیولوژیکی
unphysiological state
حالت غیر فیزیولوژیکی
unphysiological behavior
رفتار غیر فیزیولوژیکی
unphysiological factors
عوامل غیر فیزیولوژیکی
unphysiological levels
سطوح غیر فیزیولوژیکی
unphysiological environment
محیط غیر فیزیولوژیکی
unphysiological effects
اثرات غیر فیزیولوژیکی
unphysiological mechanisms
مکانیسمهای غیر فیزیولوژیکی
unphysiological interactions
تعاملات غیر فیزیولوژیکی
the treatment was deemed unphysiological and ineffective.
درمان به عنوان غیرفیزیولوژیکی و غیرموثر تلقی شد.
his reaction to the drug was unphysiological and surprising.
واکنش او به دارو غیرفیزیولوژیکی و غیرمنتظره بود.
unphysiological conditions can lead to inaccurate results in experiments.
شرایط غیرفیزیولوژیکی می تواند منجر به نتایج نادرست در آزمایشات شود.
the study highlighted the effects of unphysiological stress on the body.
این مطالعه بر اثرات استرس غیرفیزیولوژیکی بر بدن تأکید کرد.
unphysiological environments can alter animal behavior significantly.
محیط های غیرفیزیولوژیکی می توانند رفتار حیوانات را به طور قابل توجهی تغییر دهند.
doctors warned against unphysiological diets that lack essential nutrients.
پزشکان در مورد رژیم های غذایی غیرفیزیولوژیکی که فاقد مواد مغذی ضروری هستند، هشدار دادند.
the athlete's training regimen was criticized for being unphysiological.
برنامه تمرینی ورزشکار به دلیل غیرفیزیولوژیکی بودن مورد انتقاد قرار گرفت.
unphysiological aging processes can affect overall health.
فرآیندهای پیری غیرفیزیولوژیکی می تواند بر سلامت کلی تأثیر بگذارد.
researchers are studying unphysiological reactions in various species.
محققان در حال مطالعه واکنش های غیرفیزیولوژیکی در گونه های مختلف هستند.
unphysiological factors must be controlled in clinical trials.
عوامل غیرفیزیولوژیکی باید در آزمایش های بالینی کنترل شوند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید