unprocurably rare
نادر به طوری که نمیتوان آن را تأمین کرد
unprocurably lost
به طوری که نمیتوان آن را بازیابی کرد گم شده
unprocurably scarce
به طوری که نمیتوان آن را تأمین کرد کمیت کم
unprocurably exclusive
به طوری که نمیتوان آن را تأمین کرد منحصربهفرد
the rare manuscript has become unprocurably rare due to the fire.
این مانوسکرپت نادر به دلیل آتش سوزی به چیزی نادر و دست یاب ناامکان شده است.
these vintage wines have become unprocurably expensive for ordinary collectors.
این عسلههای نادر به دلیل اینکه برای جمعآوریکنندگان معمولی گران شدهاند، دست یاب ناامکان شدهاند.
the first edition books are now unprocurably scarce on the market.
کتابهای نسخه اولیه اکنون در بازار به چیزی نادر و دست یاب ناامکان شدهاند.
due to the war, certain medical supplies have become unprocurably scarce.
به دلیل جنگ، برخی از تجهیزات پزشکی به چیزی نادر و دست یاب ناامکان شدهاند.
the antique furniture from that era is now unprocurably rare.
چیزهای نادر از آن دوره اکنون دست یاب ناامکان شدهاند.
these limited edition prints have become unprocurably hard to find.
این چاپهای نسخه محدود به دلیل اینکه دست یاب ناامکان شدهاند، به چیزی نادر تبدیل شدهاند.
the specific spare parts are unprocurably scarce in the region.
این قطعات جایگزین خاص در منطقه به چیزی نادر و دست یاب ناامکان شدهاند.
after the natural disaster, clean water became unprocurably scarce.
پس از وقوع بی然ی، آب پاک به چیزی نادر و دست یاب ناامکان شده است.
the specialized tools needed for the repair are unprocurably rare.
ابزارهای متخصصی مورد نیاز برای تعمیر به چیزی نادر و دست یاب ناامکان شدهاند.
original artworks from that period are unprocurably difficult to locate.
آثار هنری اصلی از آن دوره به چیزی نادر و دست یاب ناامکان شدهاند.
these rare earth minerals have become unprocurably scarce worldwide.
این مواد معدنی نادر در سراسر جهان به چیزی نادر و دست یاب ناامکان شدهاند.
the historical documents are now unprocurably rare in any archive.
این اسناد تاریخی در هر گونه آرشیو به چیزی نادر و دست یاب ناامکان شدهاند.
unprocurably rare
نادر به طوری که نمیتوان آن را تأمین کرد
unprocurably lost
به طوری که نمیتوان آن را بازیابی کرد گم شده
unprocurably scarce
به طوری که نمیتوان آن را تأمین کرد کمیت کم
unprocurably exclusive
به طوری که نمیتوان آن را تأمین کرد منحصربهفرد
the rare manuscript has become unprocurably rare due to the fire.
این مانوسکرپت نادر به دلیل آتش سوزی به چیزی نادر و دست یاب ناامکان شده است.
these vintage wines have become unprocurably expensive for ordinary collectors.
این عسلههای نادر به دلیل اینکه برای جمعآوریکنندگان معمولی گران شدهاند، دست یاب ناامکان شدهاند.
the first edition books are now unprocurably scarce on the market.
کتابهای نسخه اولیه اکنون در بازار به چیزی نادر و دست یاب ناامکان شدهاند.
due to the war, certain medical supplies have become unprocurably scarce.
به دلیل جنگ، برخی از تجهیزات پزشکی به چیزی نادر و دست یاب ناامکان شدهاند.
the antique furniture from that era is now unprocurably rare.
چیزهای نادر از آن دوره اکنون دست یاب ناامکان شدهاند.
these limited edition prints have become unprocurably hard to find.
این چاپهای نسخه محدود به دلیل اینکه دست یاب ناامکان شدهاند، به چیزی نادر تبدیل شدهاند.
the specific spare parts are unprocurably scarce in the region.
این قطعات جایگزین خاص در منطقه به چیزی نادر و دست یاب ناامکان شدهاند.
after the natural disaster, clean water became unprocurably scarce.
پس از وقوع بی然ی، آب پاک به چیزی نادر و دست یاب ناامکان شده است.
the specialized tools needed for the repair are unprocurably rare.
ابزارهای متخصصی مورد نیاز برای تعمیر به چیزی نادر و دست یاب ناامکان شدهاند.
original artworks from that period are unprocurably difficult to locate.
آثار هنری اصلی از آن دوره به چیزی نادر و دست یاب ناامکان شدهاند.
these rare earth minerals have become unprocurably scarce worldwide.
این مواد معدنی نادر در سراسر جهان به چیزی نادر و دست یاب ناامکان شدهاند.
the historical documents are now unprocurably rare in any archive.
این اسناد تاریخی در هر گونه آرشیو به چیزی نادر و دست یاب ناامکان شدهاند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید