unqualifiedly

[ایالات متحده]/ˌʌnˈkwɒlɪfaɪdli/
[بریتانیا]/ˌʌnˈkwɑːlɪfaɪdli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به صورت کامل یا تمامًا

عبارات و ترکیب‌ها

unqualifiedly endorse

تایید کردن بدون شرط

جملات نمونه

i unqualifiedly support your decision to pursue this opportunity.

من به طور قطع تصمیم شما را برای دنبال کردن این فرصت حمایت می‌کنم.

she unqualifiedly rejected the offer that didn't align with her values.

او به طور قطع پیشنهادی را که با ارزش‌هایش مطابقت نداشت، پذیرفته نکرد.

the team unqualifiedly committed to finishing the project on time.

تیم به طور قطع به اتمام پروژه در زمان تعیین شده پیوست.

he unqualifiedly agreed that the proposal needed more revision.

او به طور قطع موافقت کرد که پیشنهاد بیشتر بازنگری نیاز دارد.

the committee unqualifiedly approved the new policy changes.

کمیته به طور قطع تغییرات سیاست جدید را تأیید کرد.

we unqualifiedly condemn such behavior in the workplace.

ما به طور قطع چنین رفتاری در محیط کار را محکوم می‌کنیم.

the evidence unqualifiedly proves his innocence.

دلایل به طور قطع بی‌گناهی او را ثابت می‌کند.

she unqualifiedly supports the initiative for environmental conservation.

او به طور قطع این اقدام برای حفظ محیط زیست را حمایت می‌کند.

they unqualifiedly believe that education is the key to progress.

آنها به طور قطع باور دارند که آموزش کلید پیشرفت است.

the scientist unqualifiedly asserts that climate change is real.

دانشمند به طور قطع ادعا می‌کند که تغییرات اقلیمی واقعی است.

i unqualifiedly trust your judgment in this matter.

من به طور قطع قضاوت شما در این مورد را اعتماد دارم.

the board unqualifiedly endorses the merger agreement.

هیئت مدیره به طور قطع توافقی در مورد ادغام را تأیید می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید