unread

[ایالات متحده]/ʌn'red/
[بریتانیا]/ˌʌn'rɛd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نخوانده؛ فاقد دانش.

عبارات و ترکیب‌ها

marked as unread

علامت‌گذاری شده به عنوان خوانده نشده

keep unread

خوانده نشده باقی بماند

unread message

پیام خوانده نشده

unread email

ایمیل خوانده نشده

جملات نمونه

I have a pile of unread emails in my inbox.

من انبوهی از ایمیل‌های خوانده نشده در صندوق ورودی خود دارم.

She left the book unread on the shelf.

او کتاب را خوانده نشده روی قفسه گذاشت.

The newspaper remained unread on the kitchen table.

روزنامه خوانده نشده روی میز آشپزخانه باقی ماند.

He has a stack of unread messages on his phone.

او انبوهی از پیام‌های خوانده نشده در تلفن همراه خود دارد.

The novel lay unread on the bedside table for weeks.

رمان برای هفته‌ها خوانده نشده روی میز کنار تخت دراز کشیده بود.

There are many unread notifications on my social media accounts.

اعلانات زیادی خوانده نشده در حساب‌های رسانه‌های اجتماعی من وجود دارد.

The letter remained unread in the mailbox for days.

نامه برای چند روز خوانده نشده در صندوق پستی باقی ماند.

She had a whole shelf of unread books waiting to be explored.

او یک قفسه کامل کتاب خوانده نشده داشت که منتظر کشف شدن بودند.

His diary was full of unread entries from the past month.

دفتر خاطرات او پر از نوشته‌های خوانده نشده از ماه گذشته بود.

The report was left unread on the desk over the weekend.

گزارش در طول آخر هفته روی میز خوانده نشده رها شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید