unrifled

[ایالات متحده]/ʌnˈraɪf(ə)ld/
[بریتانیا]/ʌnˈraɪfəld/

ترجمه

adj. بدون شیار در لوله

عبارات و ترکیب‌ها

unrifled territory

منطقه بدون برجک

unrifled barrel

لوله‌ی بدون برجک

unrifled surface

سطح بدون برجک

unrifled design

طراحی بدون برجک

unrifled weapon

سلاح بدون برجک

unrifled space

فضای بدون برجک

unrifled path

مسیر بدون برجک

unrifled channel

کانال بدون برجک

unrifled approach

رویکرد بدون برجک

unrifled technique

تکنیک بدون برجک

جملات نمونه

the unrifled treasure was hidden for centuries.

گنجینه دست نخورده قرن‌ها پنهان شده بود.

they discovered an unrifled tomb in the ancient ruins.

آنها یک مقبره دست نخورده را در ویرانه‌های باستانی کشف کردند.

his unrifled thoughts were finally expressed in his writings.

افکار دست نخورده او سرانجام در نوشته‌هایش بیان شد.

the unrifled landscape offered a sense of peace.

مناظر دست نخورده حسی از آرامش را القا می‌کرد.

she cherished the unrifled moments spent with her family.

او لحظات دست نخورده‌ای را که با خانواده‌اش گذراند، گرامی داشت.

explorers sought the unrifled areas of the jungle.

کاوشگران مناطق دست نخورده جنگل را جستجو می‌کردند.

the unrifled history of the town fascinated the researchers.

تاریخچه دست نخورده شهر محققان را مجذوب خود کرد.

they enjoyed the unrifled beauty of the untouched nature.

آنها از زیبایی دست نخورده طبیعت بکر لذت بردند.

his unrifled potential was recognized by his mentors.

پتانسیل دست نخورده او توسط مربیانش شناخته شد.

the unrifled secrets of the ancient civilization remain a mystery.

رازهای دست نخورده تمدن باستانی هنوز یک راز باقی مانده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید