rifled

[ایالات متحده]/ˈraɪf(ə)ld/
[بریتانیا]/ˈraɪf(ə)ld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی سلاح گرم با شیار مارپیچ در لوله
v. با تفنگ شلیک کردن؛ دزدی کردن یا سرقت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

rifled barrel

لوله‌ی شیاردار

rifled projectile

گلوله‌ی شیاردار

rifled gun

تفنگ شیاردار

rifled slug

گلوله شیاردار

rifled ammunition

سلاح گرم شیاردار

rifled weapon

سلاح شیاردار

rifled design

طراحی شیاردار

rifled optics

اپتیک شیاردار

rifled barrelled

با لوله‌ی شیاردار

rifled system

سیستم شیاردار

جملات نمونه

the hunter rifled through his gear before heading out.

شکارچی قبل از بیرون رفتن به سرعت وسایل خود را بررسی کرد.

the police rifled the suspect's apartment for evidence.

پلیس آپارتمان مظنون را به دنبال مدارک جستجو کرد.

she rifled through her purse looking for her keys.

او کیف خود را به دنبال کلیدهایش گشت.

the children rifled through the old boxes in the attic.

کودکان جعبه‌های قدیمی را در زیرزمین جستجو کردند.

he rifled through the files to find the missing document.

او فایل‌ها را برای یافتن سند گم‌شده جستجو کرد.

the detective rifled through the evidence to find a clue.

مامور پلیس مدارک را برای یافتن سرنخی جستجو کرد.

she rifled through her closet to find something to wear.

او کمد لباس خود را برای پیدا کردن چیزی برای پوشیدن جستجو کرد.

they rifled through the drawers, hoping to find some cash.

آنها کشوها را جستجو کردند، امیدوار بودند که مقداری پول پیدا کنند.

the journalist rifled through the documents for a story.

روزنامه‌نگار اسناد را برای یک داستان جستجو کرد.

he rifled through the magazines, searching for inspiration.

او مجلات را جستجو کرد، به دنبال الهام.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید