unrolls the carpet
باز کردن فرش
unrolls the scroll
باز کردن پوسته
unrolls the dough
باز کردن خمیر
unrolls the plan
باز کردن طرح
unrolls the banner
باز کردن بنر
unrolls the fabric
باز کردن پارچه
unrolls the tape
باز کردن نوار
unrolls the map
باز کردن نقشه
unrolls the message
باز کردن پیام
unrolls the film
باز کردن فیلم
the map unrolls to reveal the entire city.
نقشه خود را باز میکند تا کل شهر را نشان دهد.
as the carpet unrolls, the room transforms.
همانطور که فرش باز میشود، اتاق تغییر میکند.
the story unrolls slowly, keeping the audience engaged.
داستان به آرامی پیش میرود و مخاطبان را درگیر میکند.
she unrolls the scroll to read the ancient text.
او پویشت را باز میکند تا متن باستانی را بخواند.
the film unrolls like a dream, capturing our imagination.
فیلم مانند یک رویا پیش میرود و ذهن ما را به خود جذب میکند.
the artist unrolls the canvas to start her new painting.
هنرمند بوم نقاشی را باز میکند تا نقاشی جدید خود را شروع کند.
he unrolls the blueprint to show the design.
او طرح را باز میکند تا طرح را نشان دهد.
the story unrolls in unexpected ways, surprising the readers.
داستان به روشی غیرمنتظره پیش میرود و خوانندگان را شگفتزده میکند.
the yoga mat unrolls easily on the floor.
تشک یوگا به راحتی روی زمین باز میشود.
the fabric unrolls smoothly, ready for sewing.
پارچه به طور یکنواخت باز میشود و برای دوخت آماده است.
unrolls the carpet
باز کردن فرش
unrolls the scroll
باز کردن پوسته
unrolls the dough
باز کردن خمیر
unrolls the plan
باز کردن طرح
unrolls the banner
باز کردن بنر
unrolls the fabric
باز کردن پارچه
unrolls the tape
باز کردن نوار
unrolls the map
باز کردن نقشه
unrolls the message
باز کردن پیام
unrolls the film
باز کردن فیلم
the map unrolls to reveal the entire city.
نقشه خود را باز میکند تا کل شهر را نشان دهد.
as the carpet unrolls, the room transforms.
همانطور که فرش باز میشود، اتاق تغییر میکند.
the story unrolls slowly, keeping the audience engaged.
داستان به آرامی پیش میرود و مخاطبان را درگیر میکند.
she unrolls the scroll to read the ancient text.
او پویشت را باز میکند تا متن باستانی را بخواند.
the film unrolls like a dream, capturing our imagination.
فیلم مانند یک رویا پیش میرود و ذهن ما را به خود جذب میکند.
the artist unrolls the canvas to start her new painting.
هنرمند بوم نقاشی را باز میکند تا نقاشی جدید خود را شروع کند.
he unrolls the blueprint to show the design.
او طرح را باز میکند تا طرح را نشان دهد.
the story unrolls in unexpected ways, surprising the readers.
داستان به روشی غیرمنتظره پیش میرود و خوانندگان را شگفتزده میکند.
the yoga mat unrolls easily on the floor.
تشک یوگا به راحتی روی زمین باز میشود.
the fabric unrolls smoothly, ready for sewing.
پارچه به طور یکنواخت باز میشود و برای دوخت آماده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید