unscarred

[ایالات متحده]/ʌnˈskɑːd/
[بریتانیا]/ʌnˈskɑrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون زخم

عبارات و ترکیب‌ها

unscarred heart

قلب بدون زخم

unscarred skin

پوست بدون زخم

unscarred past

گذشته بدون زخم

unscarred soul

روح بدون زخم

unscarred spirit

روحیه بدون زخم

unscarred life

زندگی بدون زخم

unscarred future

آینده بدون زخم

unscarred journey

سفر بدون زخم

unscarred love

عشق بدون زخم

unscarred dreams

رویاهای بدون زخم

جملات نمونه

the landscape remained unscarred after the storm passed.

مناظر پس از عبور طوفان دست‌نخورده باقی ماند.

she emerged from the experience unscarred and stronger.

او از این تجربه بدون زخم و قوی‌تر بیرون آمد.

his childhood was unscarred by the troubles of the world.

کودکی او بدون زخم و آسیبی از مشکلات جهان بود.

the forest remained unscarred, a testament to conservation efforts.

جنگل دست‌نخورده باقی ماند، گوازی بر تلاش‌های حفاظتی.

despite the chaos, she kept her spirit unscarred.

با وجود هرج و مرج، او روح خود را دست‌نخورده نگه داشت.

the city was unscarred by the war, preserving its history.

شهر در اثر جنگ دست‌نخورده باقی ماند و تاریخ خود را حفظ کرد.

he faced challenges but remained unscarred by failure.

او با چالش‌ها روبرو شد اما در برابر شکست دست‌نخورده باقی ماند.

the painting was unscarred, untouched by time.

نقاشی دست‌نخورده بود، دست‌نخورده به زمان.

her heart remained unscarred despite the heartbreak.

با وجود دل‌شکستگی، قلب او دست‌نخورده باقی ماند.

the athlete's body was unscarred after years of competition.

بدن ورزشکار پس از سال‌ها مسابقه بدون زخم باقی ماند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید