unsettlements

[ایالات متحده]/ʌnˈsɛtəlmənts/
[بریتانیا]/ʌnˈsɛtəlmənts/

ترجمه

n. اقدام‌ها، فرایندها یا مواردی که تعیین نشده‌اند

عبارات و ترکیب‌ها

land unsettlements

مشکلات زمین

unsettlements issue

مشکل زمین

unsettlements report

گزارش مشکلات زمین

property unsettlements

مشکلات مربوط به املاک

unsettlements process

فرآیند مشکلات زمین

unsettlements claims

ادعاهای مربوط به مشکلات زمین

unsettlements policy

سیاست مربوط به مشکلات زمین

financial unsettlements

مشکلات مالی

unsettlements analysis

تجزیه و تحلیل مشکلات زمین

unsettlements agreement

توافقنامه مشکلات زمین

جملات نمونه

unsettlements can lead to social unrest.

ناآرامی‌ها می‌توانند منجر به بی‌ثباتی اجتماعی شوند.

the government is addressing the issues of unsettlements.

دولت در حال رسیدگی به مسائل ناآرامی‌ها است.

many communities face unsettlements due to economic changes.

جامعه‌های بسیاری به دلیل تغییرات اقتصادی با ناآرامی‌ها روبرو هستند.

unsettlements in the region have increased over the years.

ناآرامی‌ها در این منطقه در طول سال‌ها افزایش یافته است.

we need to find solutions to these unsettlements.

ما باید راه‌حل‌هایی برای این ناآرامی‌ها پیدا کنیم.

unsettlements often arise from political instability.

ناآرامی‌ها اغلب از بی‌ثباتی سیاسی نشأت می‌گیرند.

the report highlights the impact of unsettlements on families.

گزارش بر تأثیر ناآرامی‌ها بر خانواده‌ها تأکید دارد.

unsettlements can disrupt daily life for many people.

ناآرامی‌ها می‌توانند زندگی روزمره بسیاری از مردم را مختل کنند.

addressing unsettlements is crucial for community development.

رسیدگی به ناآرامی‌ها برای توسعه جامعه بسیار مهم است.

unsettlements may lead to migration in search of stability.

ناآرامی‌ها ممکن است منجر به مهاجرت به دنبال ثبات شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید