unsour

[ایالات متحده]/[ˈʌnˌsʊər]/
[بریتانیا]/[ˈʌnˌsʊər]/

ترجمه

adj. خامه نبودن؛ کم بودن طعم تیز؛ کم بودن اسیدیته.

عبارات و ترکیب‌ها

unsour taste

طعم اسیدی

becoming unsour

در حال از دست دادن اسیدی بودن

unsour fruit

میوه اسیدی

quite unsour

بسیار اسیدی

unsour milk

شیر اسیدی

unsour lemon

نارنگی اسیدی

unsour apples

سیب اسیدی

keep unsour

اسیدی بمان

unsour yogurt

یوگورت اسیدی

unsour wine

شامپاگن اسیدی

جملات نمونه

the restaurant's new menu features an unsour lemon tart.

منوی جدید رستوران یک تارت لیموی تازه را به نمایش می‌گذارد.

despite the initial skepticism, the wine proved surprisingly unsour.

با وجود شک اولیه، شراب به طور غیرمنتظره‌ای ترش نبود.

we prefer an unsour grapefruit juice for breakfast every morning.

ما به طور معمول جوی جوی جوی ترش نمی‌خواهیم برای صبحانه.

the chef aimed for an unsour vinaigrette to complement the salad.

شکیف به دنبال سالسی ترش نمی‌خواست تا سالاد را تکمیل کند.

the reviewer described the grapefruit as being pleasantly unsour.

بازبین گویچه را به عنوان یک چیز ترش لذت‌بخش توصیف کرد.

she added a pinch of sugar to make the grapefruit less unsour.

او یک چنگال قند اضافه کرد تا گویچه کمتر ترش باشد.

the unsour apples were perfect for making a pie.

سیب‌های ترش نمی‌خواستند برای ساخت پای مناسب باشند.

he liked the unsour taste of the homemade lemonade.

او طعم ترش نمی‌خواست نوشیدنی لیموی خانگی را دوست داشت.

the recipe called for unsour green tomatoes.

فرموله‌ای به سبزیجات ترش نمی‌خواست.

the children enjoyed the unsour pineapple chunks in their fruit salad.

کودکان لذت بردند از قطعات موزه‌ای ترش نمی‌خواست در سالاد میوه‌های خود.

the baker used unsour plums in the jam recipe.

بازیگر از گلابی‌های ترش نمی‌خواست در فرموله‌ای جام را استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید