unsourced

[ایالات متحده]/ʌnˈsɔːst/
[بریتانیا]/ʌnˈsɔrst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. (از یک داستان یا استشهاد) بدون منبع قابل شناسایی

عبارات و ترکیب‌ها

unsourced information

اطلاعات فاقد منبع

unsourced claim

ادعای فاقد منبع

unsourced data

اطلاعات فاقد منبع

unsourced material

مواد فاقد منبع

unsourced content

محتوای فاقد منبع

unsourced quote

نقل‌قول فاقد منبع

unsourced report

گزارش فاقد منبع

unsourced article

مقاله فاقد منبع

unsourced statement

اظهارات فاقد منبع

unsourced allegation

اتهامات فاقد منبع

جملات نمونه

the article contained unsourced claims about the company.

مقاله حاوی ادعاهای بی‌منبع در مورد شرکت بود.

many unsourced facts can mislead the audience.

حقایق بی‌منبع زیاد می‌توانند مخاطب را گمراه کنند.

it is important to verify unsourced information before sharing.

قبل از به اشتراک گذاشتن، تأیید اطلاعات بی‌منبع مهم است.

unsourced statements can damage a person's reputation.

اظهارات بی‌منبع می‌توانند به شهرت یک فرد آسیب برسانند.

the report was criticized for including unsourced data.

گزارش به دلیل درج داده‌های بی‌منبع مورد انتقاد قرار گرفت.

unsourced allegations should be treated with caution.

اتهامات بی‌منبع باید با احتیاط برخورد شود.

journalists must avoid using unsourced information in their articles.

روزنامه‌نگاران باید از استفاده از اطلاعات بی‌منبع در مقالات خود خودداری کنند.

he made unsourced claims that were later proven false.

او ادعاهای بی‌منبعی مطرح کرد که بعداً ثابت شد نادرست هستند.

unsourced opinions can lead to misinformation.

نظرات بی‌منبع می‌توانند منجر به اطلاعات نادرست شوند.

always check the credibility of unsourced material.

همیشه اعتبار مطالب بی‌منبع را بررسی کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید