untempted

[ایالات متحده]/ˌʌnˈtemptɪd/
[بریتانیا]/ˌʌnˈtemptɪd/

ترجمه

adj. معاف نبودن؛ اعطای معافیت یا مصونیت از چیزی نداشتن

عبارات و ترکیب‌ها

remain untempted

بی‌تفاوت بمانید

completely untempted

کاملاً بی‌تفاوت

utterly untempted

به طور کامل بی‌تفاوت

leave untempted

بی‌تفاوت رها کنید

stay untempted

بی‌تفاوت بمانید

جملات نمونه

despite the lucrative offer, he remained untempted by the promise of easy money.

با وجود پیشنهاد پرسود، او تحت تأثیر وعده پول آسان قرار نگرفت.

she walked through the marketplace untempted by the colorful wares.

او در حالی که نسبت به کالاهای رنگارنگ بازار بی‌تفاوت بود، از میان آن عبور کرد.

the monk has lived his entire life untempted by worldly desires.

راهب تمام زندگی خود را بدون تحت تأثیر هوس‌های دنیوی گذرانده است.

even in the face of great temptation, she stayed untempted in her resolve.

حتی در برابر وسوسه زیاد، او در تصمیم خود بی‌تفاوت ماند.

the temptation was strong, but he remained untempted by the forbidden fruit.

وسوسه قوی بود، اما او نسبت به میوه ممنوعه بی‌تفاوت ماند.

many were seduced by the dictator's promises, but the resistance fighters stayed untempted.

بسیاری از قول‌های دیکتاتور اغوا شدند، اما مبارزان مقاومت بی‌تفاوت ماندند.

the salesman tried every trick, but the customer remained untempted by his pitches.

فروشنده تمام ترفندها را امتحان کرد، اما مشتری نسبت به پیشنهادهای او بی‌تفاوت ماند.

with iron willpower, she kept herself untempted during the strict diet.

با اراده آهنین، او در طول رژیم سخت خود را بی‌تفاوت نگه داشت.

the ancient scrolls were left untempted by thieves for centuries.

نسخه‌های باستانی قرن‌ها توسط دزدان بی‌تفاوت رها شدند.

he passed through the den of inequity completely untempted.

او کاملاً بی‌تفاوت از میان لانه بی‌عدالتی عبور کرد.

the politician resisted all bribes, remaining untempted by the large sums offered.

سیاستمدار در برابر تمام رشوه ها مقاومت کرد و نسبت به مبالغ زیادی که پیشنهاد شده بود، بی‌تفاوت ماند.

despite peer pressure, the teenager kept untempted from trying drugs.

با وجود فشار همسالان، نوجوان از امتحان کردن مواد مخدر بی‌تفاوت ماند.

the hero was untempted by the villain's offer to share power.

قهرمان نسبت به پیشنهاد شرور برای به اشتراک گذاشتن قدرت بی‌تفاوت بود.

through years of meditation, the yogi remained untempted by material wealth.

در طول سال‌ها مدیتیشن، یوگی نسبت به ثروت مادی بی‌تفاوت ماند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید