unseduced

[ایالات متحده]/ʌn.sɪˈdʒuːsd/
[بریتانیا]/ʌn.sɪˈduːsd/

ترجمه

adj. گمراه یا وسوسه نشده

عبارات و ترکیب‌ها

unseduced heart

قلب اغرا نشده

unseduced mind

ذهن اغرا نشده

unseduced spirit

روح اغرا نشده

unseduced by charm

اغرا نشده با جذابیت

unseduced nature

طبیعت اغرا نشده

remains unseduced

هنوز اغرا نشده باقی مانده است

unseduced by temptation

اغرا نشده با وسوسه

unseduced will

اراده اغرا نشده

unseduced by beauty

اغرا نشده با زیبایی

unseduced soul

روح اغرا نشده

جملات نمونه

she remained unseduced by his charm.

او تحت تأثیر جذابیت او قرار نگرفت.

despite his efforts, she stayed unseduced.

با وجود تلاش‌های او، او همچنان تحت تأثیر قرار نگرفت.

the unseduced audience listened intently.

مخاطبان غیرمتأثر با دقت گوش دادند.

he was proud to be unseduced by the temptations.

او به این که در برابر وسوسه‌ها مقاومت کرده بود، افتخار می‌کرد.

she felt empowered being unseduced by societal pressures.

او احساس قدرت می‌کرد که در برابر فشارهای جامعه مقاومت می‌کرد.

the unseduced girl stood firm in her beliefs.

آن دختر غیرمتأثر در باورهای خود استوار بود.

he admired her for remaining unseduced.

او او را به خاطر مقاومت در برابر اغوا تحسین می‌کرد.

being unseduced allowed her to focus on her goals.

مقاومتش در برابر اغوا به او اجازه داد تا بر روی اهداف خود تمرکز کند.

the unseduced nature of the landscape was breathtaking.

طبیعت بکر و دست‌نخورده منظره نفس‌گیر بود.

he found peace in being unseduced by wealth.

او در مقاومت در برابر ثروت آرامش یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید