unseduced heart
قلب اغرا نشده
unseduced mind
ذهن اغرا نشده
unseduced spirit
روح اغرا نشده
unseduced by charm
اغرا نشده با جذابیت
unseduced nature
طبیعت اغرا نشده
remains unseduced
هنوز اغرا نشده باقی مانده است
unseduced by temptation
اغرا نشده با وسوسه
unseduced will
اراده اغرا نشده
unseduced by beauty
اغرا نشده با زیبایی
unseduced soul
روح اغرا نشده
she remained unseduced by his charm.
او تحت تأثیر جذابیت او قرار نگرفت.
despite his efforts, she stayed unseduced.
با وجود تلاشهای او، او همچنان تحت تأثیر قرار نگرفت.
the unseduced audience listened intently.
مخاطبان غیرمتأثر با دقت گوش دادند.
he was proud to be unseduced by the temptations.
او به این که در برابر وسوسهها مقاومت کرده بود، افتخار میکرد.
she felt empowered being unseduced by societal pressures.
او احساس قدرت میکرد که در برابر فشارهای جامعه مقاومت میکرد.
the unseduced girl stood firm in her beliefs.
آن دختر غیرمتأثر در باورهای خود استوار بود.
he admired her for remaining unseduced.
او او را به خاطر مقاومت در برابر اغوا تحسین میکرد.
being unseduced allowed her to focus on her goals.
مقاومتش در برابر اغوا به او اجازه داد تا بر روی اهداف خود تمرکز کند.
the unseduced nature of the landscape was breathtaking.
طبیعت بکر و دستنخورده منظره نفسگیر بود.
he found peace in being unseduced by wealth.
او در مقاومت در برابر ثروت آرامش یافت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید