untold

[ایالات متحده]/ˌʌnˈtəʊld/
[بریتانیا]/ˌʌnˈtoʊld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نگفته یا فاش نشده; بی شمار; نامتناهی.

عبارات و ترکیب‌ها

untold stories

داستان‌های ناگفته

untold secrets

رازهای ناگفته

untold emotions

احساسات ناگفته

untold consequences

پیامدهای ناگفته

untold history

تاریخ ناگفته

جملات نمونه

This is an untold secret..

این یک راز ناگفته است..

This phobia can cause untold misery for the sufferer.

این فوبی می‌تواند باعث بدبختی‌های فراوان برای فرد مبتلا شود.

She has done untold damage to our chances.

او آسیب‌های جبران‌ناپذیری به شانس ما وارد کرده است.

Her story remains untold.

داستان او هنوز تعریف نشده است.

thieves caused untold damage.

دزدان خسارت‌های جبران‌ناپذیری وارد کردند.

The child's devastating problems are a source of untold heartache to the parents.

مشکلات ویرانگر کودک منبع رنجی فراوان برای والدین است.

untold acres are being buried under bricks and mortar.

جریب‌های بی‌شماری زیر آجر و ملات مدفون می‌شوند.

Mercedes looked at them imploringly, untold repugnances at sight of pain written in her pretty face.

مرسدس با التماس به آنها نگاه کرد، نفرت های ناگفته در برابر دیدن درد در چهره زیبا و جذابش.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید