untrappable

[ایالات متحده]/ʌnˈtræpəbl/
[بریتانیا]/ʌnˈtræpəbl/

ترجمه

adj. نتوان تراپ کردن، گرفتن یا فتح کردن؛ شکست‌ناپذیر

عبارات و ترکیب‌ها

untrappable fugitive

گریزپای غیرقابل به دام انداختن

untrappable beast

وحشی غیرقابل به دام انداختن

seemingly untrappable

به ظاهر غیرقابل به دام انداختن

completely untrappable

کاملاً غیرقابل به دام انداختن

the untrappables

غیرقابل به دام انداختنی‌ها

proves untrappable

غیرقابل به دام انداختن بودن را ثابت می‌کند

untrappable criminal

جنایتکار غیرقابل به دام انداختن

utterly untrappable

کاملاً غیرقابل به دام انداختن

virtually untrappable

تقریباً غیرقابل به دام انداختن

جملات نمونه

police described the suspect as untrappable, having evaded capture for over a decade.

پلیس مظنون را غیرقابل دستگیری توصیف کرد و گفت که بیش از یک دهه از دستگیری فرار کرده است.

criminals who believe they are untrappable often make careless mistakes.

متخلفینی که فکر می‌کنند غیرقابل دستگیری هستند، اغلب اشتباهات بی‌دقتی مرتکب می‌شوند.

the untrappable mastermind finally made a fatal error.

رهبر ارکانی که غیرقابل دستگیری بود، سرانجام مرتکب اشتباهی مرگبار شد.

intelligence agencies face an untrappable adversary in the cyber domain.

سازمان‌های اطلاعاتی با یک دشمن غیرقابل دستگیری در حوزه سایبری روبرو هستند.

despite extensive efforts, the fugitive remained untrappable.

با وجود تلاش‌های گسترده، متواری همچنان غیرقابل دستگیری باقی ماند.

the spy novel featured an untrappable secret agent who always escaped.

رمان جاسوسی دارای یک مامور مخفی غیرقابل دستگیری بود که همیشه فرار می‌کرد.

hunters realized the fox was untrappable due to its extraordinary cunning.

شکارچیان متوجه شدند که به دلیل حیله و مکر فوق العاده، روباه غیرقابل دستگیری است.

the untrappable nature of the mythical creature frustrated all seekers.

ماهیت غیرقابل دستگیری موجود افسانه‌ای، باعث ناامیدی تمام جستجوگران شد.

security experts admitted the hacker seemed completely untrappable.

متخصصان امنیت اذعان داشتند که هکر کاملاً غیرقابل دستگیری به نظر می‌رسد.

ancient legends spoke of an untrappable dragon guarding the hidden treasure.

افسانه های باستانی از یک اژدهای غیرقابل دستگیری که از گنج پنهان محافظت می کرد، صحبت می کردند.

the police chief admitted the serial killer appeared untrappable.

رئیس پلیس اعتراف کرد که قاتل سریالی غیرقابل دستگیری به نظر می‌رسد.

after months of pursuit, they finally caught the supposedly untrappable criminal.

پس از ماه ها تعقیب، آنها سرانجام جنایتکار ظاهراً غیرقابل دستگیری را دستگیر کردند.

the untrappable spy left behind only mysterious clues for investigators.

جاسوس غیرقابل دستگیری سرنخ های مرموزی را برای محققان به جا گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید