uncapturable

[ایالات متحده]/ˌʌnˈkæp.tʃər.ə.bəl/
[بریتانیا]/ˌʌnˈkæp.tʃər.ə.bəl/

ترجمه

adj. بی‌صبر (n.) بی‌صبری (adj.) بی‌حوصله

عبارات و ترکیب‌ها

uncapturable beauty

زیبایی غیرقابل ضبط

uncapturable moment

لحظه غیرقابل ضبط

uncapturable essence

جوهر غیرقابل ضبط

uncapturable spirit

روح غیرقابل ضبط

uncapturable feeling

احساس غیرقابل ضبط

uncapturable charm

جذابیت غیرقابل ضبط

uncapturable magic

جادوی غیرقابل ضبط

uncapturable grace

ظرافت غیرقابل ضبط

uncapturable quality

کیفیت غیرقابل ضبط

uncapturable dawn

سحر غیرقابل ضبط

جملات نمونه

true art's essence seems forever uncapturable in mere words.

طبیعت هنر واقعی به نظر می‌رسد که همیشه در کلمات محض قابل ضبط نیست.

her elusive charm remained frustratingly uncapturable by any camera.

جذابیت فریبنده او به طرز ناامیدکننده‌ای غیرقابل ضبط توسط هیچ دوربینی باقی ماند.

the fleeting moment proved uncapturable despite their relentless efforts.

لحظه زودگذر غیرقابل ضبط علی‌رغم تلاش‌های بی‌وقفه آنها ثابت شد.

his inner thoughts stayed perpetually uncapturable beneath the calm exterior.

افکار درونی او به طور دائم غیرقابل ضبط زیر ظاهر آرام باقی ماند.

the speed of light remains theoretically uncapturable by mortal means.

سرعت نور از نظر تئوری غیرقابل ضبط توسط وسایل فانی باقی می‌ماند.

the vibrant festival atmosphere was almost uncapturable in mere photographs.

فضای جشن پر جنب و جوش تقریباً غیرقابل ضبط در عکس‌های صرف بود.

the wild stallion stayed stubbornly uncapturable despite weeks of pursuit.

اسب وحشی به طرز سرسختانه‌ای غیرقابل ضبط باقی ماند، علی‌رغم هفته‌ها تعقیب.

sunset's ephemeral beauty proved almost uncapturable on canvas.

زیبای زودگذر غروب خورشید تقریباً غیرقابل ضبط روی بوم ثابت شد.

that certain je ne sais quoi remained perpetually uncapturable.

آن ویژگی خاص «ژ نو سا کوی» به طور دائم غیرقابل ضبط باقی ماند.

the perfect balance of spices proved utterly uncapturable in his cooking.

تعادل کامل ادویه‌ها در آشپزی او کاملاً غیرقابل ضبط ثابت شد.

the dream's ephemeral quality made it entirely uncapturable upon waking.

کیفیت زودگذر رویا باعث شد که پس از بیدار شدن کاملاً غیرقابل ضبط باشد.

his very essence remained uncapturable even to skilled portrait artists.

خود ذات او حتی برای هنرمندان پرتره ماهر نیز غیرقابل ضبط باقی ماند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید