untuned

[ایالات متحده]/ʌnˈtjuːnd/
[بریتانیا]/ʌnˈtun(d)/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تنظیم نشده یا تنظیم شده به یک فرکانس خاص

عبارات و ترکیب‌ها

untuned instrument

ساز کوک‌نشده

untuned strings

سیم‌های کوک‌نشده

untuned voice

صدای کوک‌نشده

untuned guitar

گیتار کوک‌نشده

untuned piano

پیانوی کوک‌نشده

untuned melody

ملودی کوک‌نشده

untuned note

نت کوک‌نشده

untuned sound

صدای کوک‌نشده

untuned chords

آکورد کوک‌نشده

untuned scale

گام کوک‌نشده

جملات نمونه

the musician played an untuned guitar.

موسیقیدان یک گیتار کوک‌نشده می‌نواخت.

her voice sounded untuned during the rehearsal.

صدای او در طول تمرین بی‌رنگ به نظر می‌رسید.

the piano was left untuned for years.

پیانو سال‌ها بدون کوک رها شده بود.

he prefers to sing with an untuned microphone.

او ترجیح می‌دهد با یک میکروفون کوک‌نشده بخواند.

the orchestra struggled with untuned instruments.

ارکستر با سازهای کوک‌نشده دست و پنجه نرم کرد.

she noticed the untuned strings on her violin.

او سیم‌های کوک‌نشده ویولن خود را متوجه شد.

playing an untuned instrument can be frustrating.

نواختن یک ساز کوک‌نشده می‌تواند خسته‌کننده باشد.

the untuned harmonica produced a strange sound.

هارمونیکا کوک‌نشده صدایی عجیب تولید کرد.

he always practices with an untuned flute.

او همیشه با یک فلوت کوک‌نشده تمرین می‌کند.

the band decided to perform with untuned drums.

گروه تصمیم گرفت با طبل‌های کوک‌نشده اجرا کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید