untuned instrument
ساز کوکنشده
untuned strings
سیمهای کوکنشده
untuned voice
صدای کوکنشده
untuned guitar
گیتار کوکنشده
untuned piano
پیانوی کوکنشده
untuned melody
ملودی کوکنشده
untuned note
نت کوکنشده
untuned sound
صدای کوکنشده
untuned chords
آکورد کوکنشده
untuned scale
گام کوکنشده
the musician played an untuned guitar.
موسیقیدان یک گیتار کوکنشده مینواخت.
her voice sounded untuned during the rehearsal.
صدای او در طول تمرین بیرنگ به نظر میرسید.
the piano was left untuned for years.
پیانو سالها بدون کوک رها شده بود.
he prefers to sing with an untuned microphone.
او ترجیح میدهد با یک میکروفون کوکنشده بخواند.
the orchestra struggled with untuned instruments.
ارکستر با سازهای کوکنشده دست و پنجه نرم کرد.
she noticed the untuned strings on her violin.
او سیمهای کوکنشده ویولن خود را متوجه شد.
playing an untuned instrument can be frustrating.
نواختن یک ساز کوکنشده میتواند خستهکننده باشد.
the untuned harmonica produced a strange sound.
هارمونیکا کوکنشده صدایی عجیب تولید کرد.
he always practices with an untuned flute.
او همیشه با یک فلوت کوکنشده تمرین میکند.
the band decided to perform with untuned drums.
گروه تصمیم گرفت با طبلهای کوکنشده اجرا کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید