It was an untypical choice for him.
این یک انتخاب غیرمعمول برای او بود.
She had an untypical reaction to the news.
واکنش او به این خبر غیرمعمول بود.
His untypical behavior raised some eyebrows.
رفتار غیرمعمول او باعث تعجب برخی افراد شد.
The painting was untypical of the artist's usual style.
این نقاشی با سبک معمول هنرمند متفاوت بود.
Her untypical approach to problem-solving impressed everyone.
روش غیرمعمول او در حل مسئله همه را تحت تاثیر قرار داد.
It was an untypical day with perfect weather.
یک روز غیرمعمول با هوای عالی بود.
The team's untypical strategy caught their opponents off guard.
استراتژی غیرمعمول تیم حریفان را غافلگیر کرد.
His untypical taste in music surprised his friends.
سلیقه غیرمعمول او در موسیقی دوستانش را شگفت زده کرد.
The untypical design of the building made it stand out in the neighborhood.
طراحی غیرمعمول ساختمان باعث شد در محله از آن متمایز شود.
She had an untypical way of expressing her emotions.
او روش غیرمعمولی برای بیان احساسات خود داشت.
The kind of things you would find on a typical phone, but in a very untypical way.
نوعی از چیزهایی که معمولاً در یک تلفن پیدا می کنید، اما به روشی بسیار غیرمعمول.
منبع: Previous Apple KeynotesIt is. (Laughter) SA: And that's not untypical of a call we might receive at our helpline.
اینطوره. (خنده) SA: و این غیرمعمول نیست برای تماسهایی که ممکن است در خط تلفن کمک ما دریافت کنیم.
منبع: TED Talks (Video Edition) March 2018 CollectionSo passed a day in the life of a P.I. Not exactly a typical day but not totally untypical either. What makes a man stay with it nobody knows. You don't get rich, you don't often have much fun.
بنابراین گذشت یک روز در زندگی یک کارآگاه خصوصی. دقیقاً یک روز معمولی نبود، اما کاملاً غیرمعمول هم نبود. چه چیزی باعث می شود مردی کنار آن بماند، هیچ کس نمی داند. پولدار نمی شوید، اغلب اوقات اوقات خوبی هم ندارید.
منبع: The Long Farewell (Part 1)لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید