unwritable

[ایالات متحده]/ʌnˈraɪtəbl/
[بریتانیا]/ʌnˈraɪtəbl/

ترجمه

adj. قابل نوشتن نیست

عبارات و ترکیب‌ها

unwritable data

داده غیرقابل نوشتن

unwritable disk

دیسک غیرقابل نوشتن

unwritable file

فایل غیرقابل نوشتن

unwritable medium

رسانه غیرقابل نوشتن

unwritable sector

بخش غیرقابل نوشتن

unwritable storage

فضای ذخیره‌سازی غیرقابل نوشتن

unwritable location

محل غیرقابل نوشتن

unwritable memory

حافظه غیرقابل نوشتن

unwritable device

دستگاه غیرقابل نوشتن

unwritable area

ناحیه غیرقابل نوشتن

جملات نمونه

the file is unwritable due to permission issues.

فایل به دلیل مشکلات مجوز قابل نوشتن نیست.

he found the document to be unwritable on his device.

او دریافت که سند روی دستگاه او قابل نوشتن نیست.

her notebook was unwritable after the spill.

دفترچه یادداشت او پس از ریختن نوشیدنی قابل نوشتن نبود.

the unwritable disk caused frustration for the users.

دیسک غیرقابل نوشتن باعث ناراحتی کاربران شد.

after the update, the software became unwritable.

پس از به‌روزرسانی، نرم‌افزار غیرقابل نوشتن شد.

he realized the unwritable state of the memory card.

او متوجه شد که کارت حافظه غیرقابل نوشتن است.

the unwritable section of the code caused errors.

بخش غیرقابل نوشتن کد باعث ایجاد خطا شد.

they discovered the unwritable area on the hard drive.

آنها ناحیه غیرقابل نوشتن را روی هارد دیسک کشف کردند.

her attempts to save changes were thwarted by the unwritable file.

تلاش او برای ذخیره تغییرات به دلیل فایل غیرقابل نوشتن ناکام ماند.

the unwritable format of the document was a problem.

فرمت غیرقابل نوشتن سند مشکلاتی را ایجاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید