ambiguous
گنگ
contiguous
پیوسته
assiduous
دiligent
superfluous
اضافی
innocuous
بیخطر
tempestuous
توفانزده
i used to walk to work every day.
من معمولاً به کار رفتهام.
she used to live in new york.
او معمولاً در نیویورک زندگی میکرد.
they used to go camping every summer.
آنها معمولاً در هر تابستان به کمپ زنده میشدند.
he used to play tennis on weekends.
او معمولاً در ایام انتهای هفته تنس بازی میکرد.
we used to eat breakfast at 7 am.
ما معمولاً صبحناهار را در ساعت 7 صبح میخوردیم.
i used to hate vegetables as a child.
من وقتی کودک بودم معمولاً سبزیجات را نمیپسندیدم.
the store used to close at 9 pm.
مغازه معمولاً در ساعت 9 شب بسته میشد.
you used to be quiet in meetings.
شما معمولاً در جلسات آرام میماندید.
people used to write letters every week.
مردم معمولاً هر هفته نامه مینوشتند.
she used to work at the bank.
او معمولاً در بانک کار میکرد.
it used to snow a lot here.
اینجا معمولاً زیاد برف میبارید.
i used to drink coffee every morning.
من معمولاً در هر صبح قهوه مینوشیدم.
they used to be best friends.
آنها معمولاً بهترین دوستان بودند.
we used to visit our grandparents often.
ما معمولاً به نانای و پدربزرگمان زیاد میرفتیم.
ambiguous
گنگ
contiguous
پیوسته
assiduous
دiligent
superfluous
اضافی
innocuous
بیخطر
tempestuous
توفانزده
i used to walk to work every day.
من معمولاً به کار رفتهام.
she used to live in new york.
او معمولاً در نیویورک زندگی میکرد.
they used to go camping every summer.
آنها معمولاً در هر تابستان به کمپ زنده میشدند.
he used to play tennis on weekends.
او معمولاً در ایام انتهای هفته تنس بازی میکرد.
we used to eat breakfast at 7 am.
ما معمولاً صبحناهار را در ساعت 7 صبح میخوردیم.
i used to hate vegetables as a child.
من وقتی کودک بودم معمولاً سبزیجات را نمیپسندیدم.
the store used to close at 9 pm.
مغازه معمولاً در ساعت 9 شب بسته میشد.
you used to be quiet in meetings.
شما معمولاً در جلسات آرام میماندید.
people used to write letters every week.
مردم معمولاً هر هفته نامه مینوشتند.
she used to work at the bank.
او معمولاً در بانک کار میکرد.
it used to snow a lot here.
اینجا معمولاً زیاد برف میبارید.
i used to drink coffee every morning.
من معمولاً در هر صبح قهوه مینوشیدم.
they used to be best friends.
آنها معمولاً بهترین دوستان بودند.
we used to visit our grandparents often.
ما معمولاً به نانای و پدربزرگمان زیاد میرفتیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید