upflow

[ایالات متحده]/ˈʌpfləʊ/
[بریتانیا]/ˈʌpfloʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. به سمت بالا جریان داشتن
n. جریان هوای به سمت بالا

عبارات و ترکیب‌ها

upflow rate

نرخ شارش رو به بالا

upflow zone

منطقه جریان رو به بالا

upflow system

سیستم جریان رو به بالا

upflow method

روش جریان رو به بالا

upflow design

طراحی جریان رو به بالا

upflow process

فرآیند جریان رو به بالا

upflow filtration

فیلتراسیون جریان رو به بالا

upflow reactor

راکتور جریان رو به بالا

upflow channel

کانال جریان رو به بالا

upflow analysis

تجزیه و تحلیل جریان رو به بالا

جملات نمونه

the upflow of water in the river is strong after the rain.

جریان صعودی آب در رودخانه پس از باران قوی است.

we observed the upflow of energy in the system.

ما جریان صعودی انرژی در سیستم را مشاهده کردیم.

the upflow of air helps in cooling the room.

جریان صعودی هوا به خنک کردن اتاق کمک می کند.

there was a noticeable upflow in sales this quarter.

در این فصل، افزایش قابل توجهی در فروش وجود داشت.

the upflow of ideas during the meeting was inspiring.

جریان ایده ها در طول جلسه الهام بخش بود.

the upflow of information can enhance decision-making.

جریان اطلاعات می تواند تصمیم گیری را بهبود بخشد.

in geology, upflow can indicate a change in pressure.

در زمین شناسی، جریان صعودی می تواند نشان دهنده تغییر فشار باشد.

the upflow of nutrients is essential for plant growth.

جریان مواد مغذی برای رشد گیاهان ضروری است.

we need to monitor the upflow of traffic in this area.

ما باید جریان ترافیک در این منطقه را رصد کنیم.

the upflow of talent in the organization is impressive.

جریان استعداد در سازمان قابل توجه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید