upriver

[ایالات متحده]/'ʌp'rivə/
[بریتانیا]/ˈʌpˈrɪvɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به سمت منبع یک رودخانه; واقع در بالادست بیشتر
adv. در جهت به سمت منبع یک رودخانه; از بالادست بیشتر
n. منطقه بالادست.

عبارات و ترکیب‌ها

Travel upriver

سفر به بالادست

جملات نمونه

The boat slowly made its way upriver.

کشتی به آرامی مسیر خود را در امتداد رودخانه به بالا حرکت داد.

They decided to explore the upriver region.

آنها تصمیم گرفتند منطقه بالادست را کاوش کنند.

Fishermen often travel upriver to find better fishing spots.

ماهیت‌گیران اغلب برای یافتن نقاط ماهیگیری بهتر به بالادست سفر می‌کنند.

The upriver journey was challenging but rewarding.

سفر بالادست چالش‌برانگیز اما پاداش‌دهنده بود.

The upriver village was isolated from the rest of the world.

دهکده بالادستی از بقیه جهان جدا شده بود.

The pollution from the city flowed upriver, affecting the water quality downstream.

آلودگی از شهر به بالادست جریان یافت و بر کیفیت آب در پایین دست تأثیر گذاشت.

The upriver community relied on fishing for their livelihood.

جامعه بالادستی برای کسب روزی خود به ماهیگیری متکی بود.

The upriver area is known for its scenic beauty.

منطقه بالادستی به خاطر زیبایی‌های طبیعی خود مشهور است.

The upriver current was too strong for the small boat to navigate.

جریان آب بالادستی برای قایق کوچک بسیار قوی بود.

The upriver expedition was led by an experienced guide.

سرکشی بالادستی توسط یک راهنمای با تجربه هدایت می‌شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید