upslope

[ایالات متحده]/ˈʌp.sləʊp/
[بریتانیا]/ˈʌp.sloʊp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شیبی که به سمت بالا می‌رود

عبارات و ترکیب‌ها

upslope movement

حرکت رو به بالا

upslope flow

جریان رو به بالا

upslope area

منطقه رو به بالا

upslope drainage

آب‌رفتگی رو به بالا

upslope gradient

شیب رو به بالا

upslope winds

وزش باد رو به بالا

upslope terrain

زمینی رو به بالا

upslope zone

منطقه رو به بالا

upslope runoff

آب‌روان رو به بالا

upslope pressure

فشار رو به بالا

جملات نمونه

the hikers moved upslope to reach the mountain peak.

گردشگران برای رسیدن به قله کوه به سمت بالا حرکت کردند.

water flows downslope, but it can also move upslope under certain conditions.

آب در حال جریان به سمت پایین است، اما تحت شرایط خاص می تواند به سمت بالا حرکت کند.

we set up camp a little upslope from the river.

ما کمی بالاتر از رودخانه کمپ زدیم.

the temperature tends to drop as you go upslope.

همانطور که به سمت بالا می روید، دما معمولاً کاهش می یابد.

wildflowers bloom more abundantly upslope in this area.

در این منطقه، گل های وحشی بیشتر در قسمت بالایی شکوفا می شوند.

they noticed a trail leading upslope towards the forest.

آنها مسیری را که به سمت جنگل به سمت بالا می رفت متوجه شدند.

animals often migrate upslope during the warmer months.

حیوانات اغلب در ماه های گرم تر به سمت قسمت های بالاتر مهاجرت می کنند.

geologists study the rock formations found upslope.

زمین شناسان ساختارهای سنگی یافت شده در قسمت های بالاتر را مطالعه می کنند.

there was a significant increase in vegetation upslope after the rain.

پس از باران، افزایش قابل توجهی در پوشش گیاهی در قسمت های بالاتر وجود داشت.

the path upslope was steep and challenging to climb.

مسیر به سمت بالا شیب داشت و بالا رفتن از آن چالش برانگیز بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید