upstages

[ایالات متحده]/ʌpˈsteɪdʒɪz/
[بریتانیا]/ʌpˈsteɪdʒɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. از کسی یا چیزی نورافکنی را دزدیدن؛ کسی یا چیزی را کمتر تحت تأثیر قرار دادن

عبارات و ترکیب‌ها

upstages others

برتر از دیگران بودن

upstages performance

عملکرد را تحت‌الشعاع قرار دادن

upstages competition

رقابت را تحت‌الشعاع قرار دادن

upstages event

مراسم را تحت‌الشعاع قرار دادن

upstages audience

تماشاچیان را تحت‌الشعاع قرار دادن

upstages talent

مهارت را تحت‌الشعاع قرار دادن

upstages expectations

انتظارات را تحت‌الشعاع قرار دادن

upstages rivals

رقبا را تحت‌الشعاع قرار دادن

upstages show

نمایش را تحت‌الشعاع قرار دادن

upstages project

پروژه را تحت‌الشعاع قرار دادن

جملات نمونه

the lead actor upstages everyone with his performance.

بازیگر اصلی با بازی خود همه را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.

her confidence upstages the rest of the team.

اعتماد به نفس او بقیه تیم را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.

the new technology upstages the old methods.

فناوری جدید روش‌های قدیمی را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.

his charisma upstages the competition.

جاذبه او رقابت را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.

the stunning visuals upstage the storyline.

تصاویر خیره‌کننده داستان را تحت‌الشعاع قرار می‌دهند.

she often upstages her colleagues during presentations.

او اغلب در طول ارائه، همکاران خود را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.

the new fashion line upstages last season's collection.

خط مد جدید مجموعه فصل گذشته را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.

his talent for music upstages his acting skills.

استعداد او در موسیقی از مهارت‌های بازیگری‌اش پیشی می‌گیرد.

the latest smartphone upstages its rivals.

جدیدترین تلفن همراه رقبای خود را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.

her achievements upstage those of her peers.

دستاوردهای او از دستاوردهای همسالانش پیشی می‌گیرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید