use

[ایالات متحده]/ju:z/
[بریتانیا]/juz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل استفاده یا حالت استفاده؛ هدف یا مزیت
vt. برای هدفی به کار بردن؛ مصرف کردن
vi. استفاده کردن؛ اعمال کردن

عبارات و ترکیب‌ها

use up

مصرف کردن

useful

مفید

in use

در حال استفاده

of use

برای استفاده

use in

استفاده در

land use

مصارف زمین

for use

برای استفاده

use for

برای استفاده

easy to use

استفاده آسان

good use

استفاده خوب

no use

بی‌فایده

use as

استفاده به عنوان

common use

مصرف معمول

practical use

مصرف عملی

use with

استفاده با

use by

استفاده توسط

water use

مصرف آب

جملات نمونه

There is no use in that.

در آن هیچ فایده‌ای وجود ندارد.

There is no use in asking.

در پرسیدن هیچ فایده‌ای وجود ندارد.

to use sb. ill

استفاده نامناسب از کسی

the use of unlawful violence.

استفاده از خشونت غیرقانونی

the use of electricity for lighting

مصرف برق برای روشنایی

recur to the use of force.

به استفاده از زور بازگشت.

sloppy use of language.

استفاده بی‌دقت از زبان.

undue use of force.

استفاده نامناسب از زور

a charge for the use of the telephone

هزینه استفاده از تلفن.

decriminalize the use of marijuana.

غیرقانونی نکردن استفاده از ماری جوآنا.

the analogical use of a metaphor.

کاربرد تشبیهی یک استعاره

make maximal use of something

حداکثر استفاده از چیزی

a pedantic use of long words

استفاده بیش از حد دقیق و طولانی از کلمات

they use the Internet as a crutch for their loneliness.

آنها از اینترنت به عنوان یک تکیه‌گاه برای تنهایی خود استفاده می‌کنند.

they use poison to exterminate moles.

آنها از سم برای از بین بردن مول‌ها استفاده می‌کنند.

نمونه‌های واقعی

The grease from pork can be used for frying.

می‌توان از چربی گوشت خوک برای سرخ کردن استفاده کرد.

منبع: IELTS Vocabulary: Category Recognition

She popularized the use of porcelain teacups and mugs.

او استفاده از فنجان‌ها و لیوان‌های چینی را محبوب کرد.

منبع: Listening Digest

It escaped their ability to use speech.

از توانایی آنها برای استفاده از گفتار خارج شد.

منبع: Ancient Wisdom and Contemporary Love (Video Version)

They may have been belittling, but it's what we got used to.

ممکن بود تحقیرآمیز باشند، اما این چیزی بود که ما به آن عادت کردیم.

منبع: The school of life

These cigarettes are for my own use.

این سیگارها برای استفاده شخصی من هستند.

منبع: American Tourist English Conversations

A fathom is a measurement of six feet, primarily used in measuring water depth.

فهم یک واحد اندازه‌گیری به طول شش فوت است که عمدتاً برای اندازه‌گیری عمق آب استفاده می‌شود.

منبع: CNN Listening Collection April 2014

You have been cruelly used, said Holmes.

شما به طرز وحشیانه‌ای مورد استفاده قرار گرفته‌اید، گفت هولمز.

منبع: The Adventure of the Speckled Band

Potassium chloride is sometimes used in commercial products.

کلرید پتاسیم گاهی اوقات در محصولات تجاری استفاده می‌شود.

منبع: Nutrition, Health, and Cancer Prevention

Careful, Charley, don't use up all your energy.

مراقب باش، چارلی، تمام انرژیت را مصرف نکن.

منبع: Little Bear Charlie

The United States condemns the alleged use of torture to elicit confessions.

ایالات متحده محکوم می‌کند استفاده ادعایی از شکنجه برای استخراج اعترافات.

منبع: VOA Daily Standard August 2018 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید