vacuousnesses abound
فضاهای خالی فراوان
vacuousnesses of thought
فضاهای خالی در تفکر
vacuousnesses in art
فضاهای خالی در هنر
vacuousnesses of language
فضاهای خالی در زبان
vacuousnesses of society
فضاهای خالی در جامعه
vacuousnesses of culture
فضاهای خالی در فرهنگ
vacuousnesses in conversation
فضاهای خالی در گفتگو
vacuousnesses of belief
فضاهای خالی در باور
vacuousnesses in politics
فضاهای خالی در سیاست
vacuousnesses of ideas
فضاهای خالی در ایده ها
his speech was filled with vacuousnesses that failed to inspire anyone.
سخنرانی او مملو از پوچیهایی بود که نتوانستند الهام بخش کسی شوند.
we must avoid the vacuousnesses of modern advertising.
ما باید از پوچیهای تبلیغات مدرن اجتناب کنیم.
critics pointed out the vacuousnesses in the film's plot.
منتقدان به پوچیهای داستان فیلم اشاره کردند.
his arguments were riddled with vacuousnesses that lacked substance.
استدلالهای او مملو از پوچیهایی بود که فاقد عمق بودند.
the debate was marred by vacuousnesses rather than meaningful discussions.
بحث با پوچیها بیشتر از بحثهای معنادار، خدشهدار شده بود.
she often criticized the vacuousnesses of social media trends.
او اغلب به پوچیهای روند شبکههای اجتماعی انتقاد میکرد.
vacuousnesses in his reasoning led to a flawed conclusion.
پوچیهای استدلال او منجر به نتیجهگیری نادرست شد.
the vacuousnesses of his promises became evident over time.
پوچی وعدههای او با گذشت زمان آشکار شد.
many students are frustrated by the vacuousnesses of standardized tests.
بسیاری از دانشآموزان از پوچی آزمونهای استاندارد ناراضی هستند.
we need to address the vacuousnesses in our educational curriculum.
ما باید به پوچیهای برنامه درسی خود رسیدگی کنیم.
vacuousnesses abound
فضاهای خالی فراوان
vacuousnesses of thought
فضاهای خالی در تفکر
vacuousnesses in art
فضاهای خالی در هنر
vacuousnesses of language
فضاهای خالی در زبان
vacuousnesses of society
فضاهای خالی در جامعه
vacuousnesses of culture
فضاهای خالی در فرهنگ
vacuousnesses in conversation
فضاهای خالی در گفتگو
vacuousnesses of belief
فضاهای خالی در باور
vacuousnesses in politics
فضاهای خالی در سیاست
vacuousnesses of ideas
فضاهای خالی در ایده ها
his speech was filled with vacuousnesses that failed to inspire anyone.
سخنرانی او مملو از پوچیهایی بود که نتوانستند الهام بخش کسی شوند.
we must avoid the vacuousnesses of modern advertising.
ما باید از پوچیهای تبلیغات مدرن اجتناب کنیم.
critics pointed out the vacuousnesses in the film's plot.
منتقدان به پوچیهای داستان فیلم اشاره کردند.
his arguments were riddled with vacuousnesses that lacked substance.
استدلالهای او مملو از پوچیهایی بود که فاقد عمق بودند.
the debate was marred by vacuousnesses rather than meaningful discussions.
بحث با پوچیها بیشتر از بحثهای معنادار، خدشهدار شده بود.
she often criticized the vacuousnesses of social media trends.
او اغلب به پوچیهای روند شبکههای اجتماعی انتقاد میکرد.
vacuousnesses in his reasoning led to a flawed conclusion.
پوچیهای استدلال او منجر به نتیجهگیری نادرست شد.
the vacuousnesses of his promises became evident over time.
پوچی وعدههای او با گذشت زمان آشکار شد.
many students are frustrated by the vacuousnesses of standardized tests.
بسیاری از دانشآموزان از پوچی آزمونهای استاندارد ناراضی هستند.
we need to address the vacuousnesses in our educational curriculum.
ما باید به پوچیهای برنامه درسی خود رسیدگی کنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید