vailing

[ایالات متحده]/[ˈveɪlɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈveɪlɪŋ]/

ترجمه

adj.پوشاننده یا به‌طور جزئی پوشش‌دهنده؛ پوشاننده.
v.اسم عام از veil.

جملات نمونه

the room was filled with a vailing mist, obscuring the view.

اتاق مملو از مه غلیظی بود که منظره را پنهان می‌کرد.

a vailing sense of unease settled over him as he walked down the street.

حس ناخوشایندی بر او مستولی شد وقتی در خیابان قدم می‌زد.

she wore a vailing scarf to protect her face from the sun.

او برای محافظت از صورتش در برابر آفتاب، روسری پوشید.

the politician's speech was a vailing attempt to deflect criticism.

سخنرانی سیاستمدار یک تلاش ظاهری برای دور زدن انتقادات بود.

the mountains were vailing in the distance through the haze.

کوه ها در دوردست در میان مه غبارآلود پنهان شده بودند.

a vailing shadow fell across the garden as the clouds moved.

همزمان با حرکت ابرها، سایه ای بر روی باغ افتاد.

he offered a vailing excuse for his tardiness.

او بهانه‌ای واهی برای دیر رسیدنش آورد.

the curtains were vailing the window, blocking out the light.

پرده‌ها پنجره را پوشانده بودند و نور را مسدود می‌کردند.

the artist used a vailing layer of paint to create a soft effect.

هنرمند از یک لایه رنگی ظریف برای ایجاد جلوه ای ملایم استفاده کرد.

a vailing doubt lingered in her mind about the project's success.

شک ظاهری در ذهن او در مورد موفقیت پروژه باقی ماند.

the trees were vailing the house from the street view.

درختان خانه را از دید خیابان پنهان می‌کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید