valeted

[ایالات متحده]/væˈleɪtɪd/
[بریتانیا]/væˈleɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به عنوان یک خدمتکار خدمت کردن؛ مدیریت لباس یا شستن و اتو کردن برای کسی؛ توجه کردن یا خدمت کردن به کسی؛ تمیز کردن (یک ماشین)

عبارات و ترکیب‌ها

valeted car

ماشین پارکینگ شده

valeted service

خدمات پارکینگ شده

valeted parking

پارکینگ با سرویس

valeted vehicle

خودروی پارکینگ شده

valeted arrival

ورود با سرویس

valeted check-in

ثبت ورود با سرویس

valeted drop-off

ترك با سرویس

valeted pickup

تحویل با سرویس

valeted entrance

ورودی با سرویس

valeted experience

تجربه پارکینگ شده

جملات نمونه

the car was valeted at the entrance of the hotel.

ماشین در ورودی هتل شسته و واکس شد.

he always prefers to have his car valeted when dining out.

او همیشه ترجیح می‌دهد وقتی بیرون غذا می‌خورد ماشینش را شسته و واکس بزند.

after the event, the guests had their cars valeted.

پس از رویداد، مهمانان ماشین‌های خود را شسته و واکس زدند.

she felt relieved when her car was valeted safely.

وقتی ماشینش با خیال راحت شسته و واکس شد، احساس راحتی کرد.

valeted services are often included in luxury hotel packages.

خدمات شسته و واکس ماشین اغلب در بسته‌های لوکس هتل‌ها گنجانده شده است.

the valet promptly valeted my car upon arrival.

دریافتم، ظرفدانی ماشین من را شسته و واکس زد.

many people enjoy the convenience of having their cars valeted.

بسیاری از مردم از راحتی شسته و واکس ماشین خود لذت می‌برند.

he tipped the valet after his car was valeted.

بعد از شسته و واکس ماشینش، به ظرفدانی انعام داد.

the hotel offers a complimentary valeted service for all guests.

هتل یک سرویس رایگان شسته و واکس ماشین برای همه مهمانان ارائه می‌دهد.

she watched as her car was valeted in front of the restaurant.

او تماشا کرد که ماشینش جلوی رستوران شسته و واکس شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید