served well
خوب خدمت کرده
served breakfast
صبحانه سرو کرده
served food
غذا سرو کرده
served purpose
هدف خود را به خوبی انجام داد
served time
زمان سرو کردن
served notice
اعلام سرو کردن
being served
در حال سرو کردن
served drinks
نوشیدنی ها سرو کرده
served meals
پors سرو کرده
served honorably
به طور منصفانه خدمت کرده
the restaurant served a delicious three-course meal.
رستوران یک غذای سه دورهای لذتبخش را سرو کرد.
she served as a volunteer at the local animal shelter.
او به عنوان یک داوطلب در مراکز پرورش حیوانات محلی خدمت کرد.
he served in the army for five years.
او به مدت پنج سال در ارتش خدمت کرد.
the waiter served us quickly and efficiently.
خدمتکار ما را به سرعت و کارایی بالا سرو کرد.
they served justice to the criminals involved.
آنها عدالت را به مجرمان مربوطه اعمال کردند.
the tennis player served the ball with great power.
بازیکن تنیس توپ را با قدرت زیاد سرو کرد.
the cake served as a beautiful centerpiece for the party.
تorta به عنوان یک مرکز زیبایی جذاب برای جشن تبدیل شد.
the purpose served by this research is to inform policy.
هدف این تحقیق اطلاعرسانی به سیاستها است.
the old church served as a community gathering place.
کلیسای قدیمی به عنوان یک مکان جمعآوری جامعه عمل میکرد.
the coffee served a vital role in my morning routine.
کافئه نقش حیاتی در روتین صبحهای من داشت.
the politician served the public with dedication and integrity.
سیاستمدار به مردم با تعهد و اخلاق خدمت کرد.
served well
خوب خدمت کرده
served breakfast
صبحانه سرو کرده
served food
غذا سرو کرده
served purpose
هدف خود را به خوبی انجام داد
served time
زمان سرو کردن
served notice
اعلام سرو کردن
being served
در حال سرو کردن
served drinks
نوشیدنی ها سرو کرده
served meals
پors سرو کرده
served honorably
به طور منصفانه خدمت کرده
the restaurant served a delicious three-course meal.
رستوران یک غذای سه دورهای لذتبخش را سرو کرد.
she served as a volunteer at the local animal shelter.
او به عنوان یک داوطلب در مراکز پرورش حیوانات محلی خدمت کرد.
he served in the army for five years.
او به مدت پنج سال در ارتش خدمت کرد.
the waiter served us quickly and efficiently.
خدمتکار ما را به سرعت و کارایی بالا سرو کرد.
they served justice to the criminals involved.
آنها عدالت را به مجرمان مربوطه اعمال کردند.
the tennis player served the ball with great power.
بازیکن تنیس توپ را با قدرت زیاد سرو کرد.
the cake served as a beautiful centerpiece for the party.
تorta به عنوان یک مرکز زیبایی جذاب برای جشن تبدیل شد.
the purpose served by this research is to inform policy.
هدف این تحقیق اطلاعرسانی به سیاستها است.
the old church served as a community gathering place.
کلیسای قدیمی به عنوان یک مکان جمعآوری جامعه عمل میکرد.
the coffee served a vital role in my morning routine.
کافئه نقش حیاتی در روتین صبحهای من داشت.
the politician served the public with dedication and integrity.
سیاستمدار به مردم با تعهد و اخلاق خدمت کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید