vane

[ایالات متحده]/veɪn/
[بریتانیا]/ven/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نشانگر باد; نشانگر باد; تیغه.

عبارات و ترکیب‌ها

weather vane

نسب‌سنج باد

rotating vane

چرخنده

guide vane

دمنده

vane pump

پمپ پروانه

rotary vane

پِر چرخشی

vane wheel

چرخ پروانه

wind vane

نسل باد

vane compressor

تراکم‌ساز پروانه‌ای

vane shear test

آزمون برش پروانه

stay vane

پروانه نگهدارنده

جملات نمونه

the vane of an arrow

دمِ تیر

Floc size distribution in a dynamic flocculator with a flat vane wheel was measured experimentally.

توزیع اندازه فلاک در یک فلاکولاتور دینامیک با چرخ پروانه تخت به صورت تجربی اندازه‌گیری شد.

The ZSJL Water Motor Alarm consists of a turbine shell, a vane wheel, a transmission shaft, a dabber, a rocker arm, a clapper, an alarm seat and a support shaft etc.

آژیر آب موتور ZSJL از یک پوسته توربین، چرخ پروانه، شفت انتقال، ضربه‌زننده، بازوی اهرمی، چکش، محل نصب هشدار و شفت نگهدارنده و غیره تشکیل شده است.

Pennaceous feathers cover the bodies of birds, and their tightly closed vanes create the aerodynamic surfaces of the wings and tail.

پر‌های پنهان بدن پرندگان را می‌پوشانند و پره‌های بسته آنها سطوح آیرودینامیک بال‌ها و دم را ایجاد می‌کنند.

نمونه‌های واقعی

He wore it about where a house wears a wind vane.

او آن را تقریباً در جایی که یک خانه یک نشان باد دارد، پوشید.

منبع: Goodbye, My Love (Part 1)

He used valve and vane to help vaporize vanilla.

او از شیر و پره برای کمک به تبخیر وانیل استفاده کرد.

منبع: Pan Pan

When the weather vane changes direction.

وقتی نشان باد تغییر جهت می‌دهد.

منبع: The Good Wife Season 1

" What is CHOAM but the weather vane of our times, " the old woman said.

«CHOAM چیست جز نشان باد دوران ما؟» زن پیر گفت.

منبع: "Dune" audiobook

This is why some chimneys are equipped with helical vanes to create turbulence and break up the vortices.

به همین دلیل برخی از دودکش ها به پره های مارپیچی مجهز شده اند تا تلاطم ایجاد کنند و گرداب ها را از بین ببرند.

منبع: Engineering Crash Course

Due to the fact there was something wrong with the weathercock and weather vane, it might not be correct.

به دلیل وجود مشکلی در نشان باد و نشان هوا، ممکن است درست نباشد.

منبع: Pan Pan

Ho! again! —drive off that hawk! see! he pecks—he tears the vane”— pointing to the red flag flying at the main-truck—“Ha, he soars away with it!

ها! دوباره! - آن کلاغ را دور کنید! ببین! او منقار می‌زند - او پرچم را پاره می‌کند - اشاره به پرچم قرمز در کامیون اصلی -

منبع: Moby-Dick

Today, the typical feather consists of a central shaft, called a rachis, with serial paired barbs forming a flat, curved surface, which is called a vane.

امروز، پر معمولی از یک ساقه مرکزی به نام شاخه، با پرهای جفتی متوالی که یک سطح صاف و منحنی را تشکیل می دهند، تشکیل شده است که به آن پر می گویند.

منبع: Encyclopædia Britannica

Over the parapet showed quaint and fanciful little buildings, which I supposed to be booths or shops, beset with painted and gilded vanes and spirelets.

بالای حصار، ساختمان های کوچک عجیب و غیر معمول نشان داد که من فکر می کردم غرفه ها یا مغازه ها هستند که با پرها و برجک های رنگ شده و طلایی احاطه شده اند.

منبع: News from Wuyou Township (Part 1)

The central part of the feather became a hardened structure called a rachis, with lots of little barbs and barbules, creating the vanes of the feather.

قسمت مرکزی پر به یک ساختار سخت به نام شاخه تبدیل شد که دارای پرهای کوچک و پرزهای زیادی است و پرهای پر را ایجاد می کند.

منبع: PBS Earth - Animal Fun Facts

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید