vanes

[ایالات متحده]/[veɪnz]/
[بریتانیا]/[veɪnz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک بال یا کاردک متغیر که برای نشان دادن جهت باد می‌چرخد؛ یک پره یا باله در یک توربین یا ماشین دیگر؛ یک تپه یا حاشیه صخره‌ای یا ماسه‌ای که توسط باد یا آب شکل گرفته است.

عبارات و ترکیب‌ها

weather vanes

بادنماها

turning vanes

بادبانک‌های چرخشی

vaned rotor

چرخنده پره دار

vanes spin

پره‌ها می‌چرخند

vanes move

پره‌ها حرکت می‌کنند

old vanes

پره‌های قدیمی

metal vanes

پره‌های فلزی

vanes point

پره‌ها اشاره می‌کنند

vanes indicate

پره‌ها نشان می‌دهند

vanes reflect

پره‌ها منعکس می‌کنند

جملات نمونه

the weathervane's vanes pointed directly north.

چرخ جهت‌نما به طور مستقیم به سمت شمال اشاره می‌کرد.

the turbine's vanes spun rapidly in the wind.

وانه‌های توربین به سرعت در باد می‌چرخیدند.

adjusting the vanes improved the engine's efficiency.

تنظیم وانه‌ها باعث بهبود راندمان موتور شد.

the intricate vanes of the fan were beautifully crafted.

وانه‌های پیچیده فن به زیبایی ساخته شده بودند.

the pump's vanes moved in a circular motion.

وانه‌های پمپ به صورت دایره‌ای حرکت می‌کردند.

damaged vanes reduced the blower's airflow.

وانه‌های آسیب‌دیده باعث کاهش جریان هوا در دمنده شدند.

the sculptor meticulously shaped the vanes of the sculpture.

مجسمه‌ساز با دقت وانه‌های مجسمه را شکل داد.

the mill's vanes caught the breeze effectively.

وانه‌های آسیاب به طور موثر نسیم را گرفتند.

replacing the worn vanes is a simple task.

تعویض وانه‌های فرسوده یک کار ساده است.

the aerodynamic vanes optimized the aircraft's performance.

وانه‌های آیرودینامیک عملکرد هواپیما را بهینه کردند.

the fan's vanes were coated with a protective layer.

وانه‌های فن با یک لایه محافظ پوشانده شده بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید