vapory

[ایالات متحده]/ˈveɪpəri/
[بریتانیا]/ˈveɪpəri/

ترجمه

adj. مه آلود؛ مبهم؛ حاوی بخار؛ پر از بخار؛ دودی

عبارات و ترکیب‌ها

vapory mist

مه پاشوری

vapory clouds

فضای ابری

vapory breath

نفس بخار

vapory haze

مه غلیظ

vapory air

هوای بخار

vapory fog

مه بخار

vapory essence

جوهر بخار

vapory scent

عطر بخار

vapory layer

لایه بخار

vapory surface

سطح بخار

جملات نمونه

the vapory mist enveloped the valley in the early morning.

مه صبح زود، مه غلیظ دره را فرا گرفت.

she gazed at the vapory clouds drifting across the sky.

او به ابرهای بخار مانند شناور در آسمان خیره شد.

the vapory fragrance of the flowers filled the air.

عطر بخار مانند گل‌ها هوا را پر کرد.

he enjoyed the vapory steam rising from his cup of tea.

او از بخار بخار مانند که از فنجان چای او بلند می شد لذت برد.

the vapory atmosphere created a dreamlike quality in the scene.

فضای بخار مانند، کیفیت رویایی را در صحنه ایجاد کرد.

as the sun set, the vapory horizon turned a brilliant orange.

همانطور که خورشید غروب می کرد، افق بخار مانند به نارنجی درخشانی تبدیل شد.

the vapory breath of the horse was visible in the cold air.

نفس بخار مانند اسب در هوای سرد قابل مشاهده بود.

the vapory landscape looked enchanting under the moonlight.

منظره بخار مانند در زیر نور ماه جذاب به نظر می رسید.

she described the vapory scene as magical and serene.

او صحنه بخار مانند را جادویی و آرام توصیف کرد.

the vapory steam from the hot springs was inviting.

بخار بخار مانند از چشمه های آب گرم دعوت کننده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید