| جمع | varnishers |
the varnisher
آمادهکننده لکه
skilled varnisher
آمادهکننده لکه ماهر
varnisher's tools
ابزار آمادهکننده لکه
hired a varnisher
یک آمادهکننده لکه استخدام کرد
varnishers working
آمادهکنندگان لکه کار میکنند
experienced varnisher
آمادهکننده لکه با تجربه
young varnisher
آمادهکننده لکه جوان
varnisher applying
آمادهکننده لکه در حال اعمال کردن
local varnisher
آمادهکننده لکه محلی
the experienced varnisher carefully applied the finish to the antique table.
آمیزهکار تجربهدار به دقت پایانکاری را روی میز قدیمی اعمال کرد.
he worked as a varnisher in a furniture factory for many years.
او به مدت چند سال به عنوان آمیزهکار در یک کارخانه تولید مبلمان کار کرد.
the varnisher used a spray gun to apply a smooth, even coat.
آمیزهکار از یک گالن پاشش برای اعمال یک لایه صاف و یکنواخت استفاده کرد.
a skilled varnisher can create a beautiful, protective layer on wood.
یک آمیزهکار ماهر میتواند لایهای زیبا و حفاظتی روی چوب ایجاد کند.
the varnisher mixed the stain and varnish to achieve the desired color.
آمیزهکار رنگزد و آمیزه را با هم مخلوط کرد تا رنگ مورد نظر به دست آید.
she hired a professional varnisher to refinish her grandfather's chair.
او یک آمیزهکار حرفهای را برای بازآرایی صندلی دادگاهخوانش خود استخدام کرد.
the varnisher’s tools included brushes, spray guns, and rags.
ابزارهای آمیزهکار شامل فرشهای رسمی، گالنهای پاشش و پارچههای پاک کننده بود.
proper ventilation is essential when a varnisher is working with solvents.
تهویه مناسب زمانی که آمیزهکار با حلال کار میکند ضروری است.
the varnisher inspected the surface for imperfections before applying the coat.
آمیزهکار قبل از اعمال لایه، سطح را برای نقصهایی که دارد بررسی کرد.
he was a meticulous varnisher, known for his attention to detail.
او یک آمیزهکار دقتطلب بود که به دقت خاص خود معروف بود.
the varnisher applied several thin coats rather than one thick coat.
آمیزهکار چند لایه نازک را به جای یک لایه ضخیم اعمال کرد.
the varnisher
آمادهکننده لکه
skilled varnisher
آمادهکننده لکه ماهر
varnisher's tools
ابزار آمادهکننده لکه
hired a varnisher
یک آمادهکننده لکه استخدام کرد
varnishers working
آمادهکنندگان لکه کار میکنند
experienced varnisher
آمادهکننده لکه با تجربه
young varnisher
آمادهکننده لکه جوان
varnisher applying
آمادهکننده لکه در حال اعمال کردن
local varnisher
آمادهکننده لکه محلی
the experienced varnisher carefully applied the finish to the antique table.
آمیزهکار تجربهدار به دقت پایانکاری را روی میز قدیمی اعمال کرد.
he worked as a varnisher in a furniture factory for many years.
او به مدت چند سال به عنوان آمیزهکار در یک کارخانه تولید مبلمان کار کرد.
the varnisher used a spray gun to apply a smooth, even coat.
آمیزهکار از یک گالن پاشش برای اعمال یک لایه صاف و یکنواخت استفاده کرد.
a skilled varnisher can create a beautiful, protective layer on wood.
یک آمیزهکار ماهر میتواند لایهای زیبا و حفاظتی روی چوب ایجاد کند.
the varnisher mixed the stain and varnish to achieve the desired color.
آمیزهکار رنگزد و آمیزه را با هم مخلوط کرد تا رنگ مورد نظر به دست آید.
she hired a professional varnisher to refinish her grandfather's chair.
او یک آمیزهکار حرفهای را برای بازآرایی صندلی دادگاهخوانش خود استخدام کرد.
the varnisher’s tools included brushes, spray guns, and rags.
ابزارهای آمیزهکار شامل فرشهای رسمی، گالنهای پاشش و پارچههای پاک کننده بود.
proper ventilation is essential when a varnisher is working with solvents.
تهویه مناسب زمانی که آمیزهکار با حلال کار میکند ضروری است.
the varnisher inspected the surface for imperfections before applying the coat.
آمیزهکار قبل از اعمال لایه، سطح را برای نقصهایی که دارد بررسی کرد.
he was a meticulous varnisher, known for his attention to detail.
او یک آمیزهکار دقتطلب بود که به دقت خاص خود معروف بود.
the varnisher applied several thin coats rather than one thick coat.
آمیزهکار چند لایه نازک را به جای یک لایه ضخیم اعمال کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید