vasoconstriction

[ایالات متحده]/ˌveɪ.zəʊ.kənˈstrɪk.ʃən/
[بریتانیا]/ˌveɪ.soʊ.kənˈstrɪk.ʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تنگ شدن عروق خونی؛ انقباض عروق خونی

عبارات و ترکیب‌ها

vasoconstriction response

پاسخ واسوکونستریکشن

vasoconstriction effect

اثر واسوکونستریکشن

vasoconstriction mechanism

مکانیسم واسوکونستریکشن

vasoconstriction factors

عوامل واسوکونستریکشن

vasoconstriction agents

داروهای واسوکونستریکشن

vasoconstriction therapy

درمان واسوکونستریکشن

vasoconstriction reflex

رفلکس واسوکونستریکشن

vasoconstriction risk

خطر واسوکونستریکشن

vasoconstriction drugs

داروهای واسوکونستریکشن

جملات نمونه

vasoconstriction can lead to increased blood pressure.

تنگی عروق می‌تواند منجر به افزایش فشار خون شود.

during cold exposure, vasoconstriction helps conserve body heat.

در طول قرار گرفتن در معرض سرما، تنگی عروق به حفظ گرمای بدن کمک می‌کند.

vasoconstriction is a natural response to stress.

تنگی عروق یک پاسخ طبیعی به استرس است.

medications can cause vasoconstriction as a side effect.

داروها می‌توانند به عنوان یک عوارض جانبی باعث تنگی عروق شوند.

vasoconstriction reduces blood flow to certain areas.

تنگی عروق باعث کاهش جریان خون به مناطق خاصی می‌شود.

understanding vasoconstriction is important for cardiovascular health.

درک تنگی عروق برای سلامت قلب و عروق مهم است.

vasoconstriction can be triggered by adrenaline.

تنگی عروق می‌تواند توسط آدرنالین تحریک شود.

chronic vasoconstriction may lead to tissue damage.

تنگی عروق مزمن ممکن است منجر به آسیب بافتی شود.

exercise can induce vasoconstriction in non-active muscles.

ورزش می‌تواند باعث تنگی عروق در عضلات غیرفعال شود.

vasoconstriction plays a role in regulating temperature.

تنگی عروق در تنظیم دما نقش دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید