vegetated area
منطقه پوشیده از گیاه
vegetated land
زمین پوشیده از گیاه
vegetated region
منطقه پوشیده از گیاه
vegetated surface
سطح پوشیده از گیاه
vegetated habitat
زیستگاه پوشیده از گیاه
vegetated slope
شیب پوشیده از گیاه
vegetated zone
منطقه پوشیده از گیاه
vegetated patch
منطقه کوچک پوشیده از گیاه
vegetated ecosystem
اکوسیستم پوشیده از گیاه
vegetated landscape
مناظر پوشیده از گیاه
the abandoned lot quickly vegetated with weeds.
قطعه رها شده به سرعت با علفهای هرز پوشیده شد.
after the fire, the forest slowly vegetated again.
پس از آتشسوزی، جنگل به آرامی دوباره پوشیده شد.
the garden vegetated beautifully in the spring.
باغ در بهار به زیبایی پوشیده شد.
they allowed the area to vegetate naturally.
آنها اجازه دادند منطقه به طور طبیعی پوشیده شود.
the hillside vegetated with various wildflowers.
شیب تپه با انواع گلهای وحشی پوشیده شد.
over time, the ruins vegetated and became part of the landscape.
با گذشت زمان، بقایای باستانی پوشیده شدند و بخشی از منظره شدند.
the park vegetated well after the rainy season.
پارک پس از فصل بارانی به خوبی پوشیده شد.
invasive species quickly vegetated the disturbed area.
گونههای مهاجم به سرعت منطقه مختل شده را پوشاندند.
they decided to let the backyard vegetate without interference.
آنها تصمیم گرفتند اجازه دهند حیاط پشتی بدون دخالت پوشیده شود.
the abandoned field vegetated with tall grasses.
زمین رها شده با علفهای بلند پوشیده شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید