ventana

[ایالات متحده]/venˈtænə/
[بریتانیا]/venˈtænə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ونтана (محلّی در پرو)؛ پنجره

جملات نمونه

open the ventana to let in fresh air.

برای ورود هوای تازه، پنجره را باز کنید.

the ventana is broken and needs repair.

پنجره شکسته است و نیاز به تعمیر دارد.

i looked through the ventana at the beautiful sunset.

من از پنجره به غروب خورشید زیبا نگاه کردم.

clean the ventana before the guests arrive.

قبل از ورود مهمانان، پنجره را تمیز کنید.

the cold wind came through the ventana.

باد سرد از پنجره وزید.

close the ventana, it's raining outside.

پنجره را ببندید، بیرون باران می‌بارد.

the cat jumped through the open ventana.

گربه از پنجره باز عبور کرد.

i painted the ventana frames white.

من فریم‌های پنجره را سفید رنگ کردم.

the ventana provides natural light to the room.

پنجره نور طبیعی را به اتاق می‌رساند.

don't stand near the open ventana during the storm.

در طول طوفان نزدیک پنجره باز نایستید.

the ventana is stuck and won't open.

پنجره گیر کرده است و باز نمی‌شود.

i decorated the ventana with curtains.

من پنجره را با پرده تزئین کردم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید