pared down
کاهش یافته
pared back
کاهش یافته
pared away
دور شده
pared off
برداشته شده
pared list
لیست کاهش یافته
pared version
نسخه کاهش یافته
pared choices
انتخابهای کاهش یافته
pared options
گزینههای کاهش یافته
pared budget
بودجه کاهش یافته
pared project
پروژه کاهش یافته
she pared down her expenses to save money.
او مخارج خود را کاهش داد تا پول پس انداز کند.
the chef pared the apples before making the pie.
سرآشپز قبل از درست کردن پای، سیب ها را پوست گرفت.
he pared his speech to fit the time limit.
او سخنرانی خود را کوتاه کرد تا در محدودیت زمانی جا شود.
the gardener pared the overgrown bushes.
باغبانی بوته های بیش از حد رشد کرده را هرس کرد.
she carefully pared the edges of the paper.
او با دقت لبه های کاغذ را پوست گرفت.
the company has pared its workforce to cut costs.
شرکت تعداد کارکنان خود را کاهش داده است تا هزینه ها را کاهش دهد.
he pared his list of candidates down to three.
او لیست نامزدان خود را به سه نفر کاهش داد.
they pared the project requirements to meet the deadline.
آنها الزامات پروژه را کاهش دادند تا ضرب الاجل را رعایت کنند.
the artist pared away excess paint to reveal the canvas.
هنرمند رنگ اضافی را از بین برد تا بوم را نمایان کند.
she pared her wardrobe down to only essential items.
او کمد لباس خود را فقط به وسایل ضروری کاهش داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید