vermicellis

[ایالات متحده]/ˌvɜː.mɪˈtʃɛl.ɪs/
[بریتانیا]/ˌvɜr.mɪˈtʃɛl.ɪs/

ترجمه

n. پاستای ایتالیایی نازک

عبارات و ترکیب‌ها

vermicellis salad

سالاد رشته

fried vermicellis

رشته سرخ شده

vermicellis soup

سوپ رشته

spicy vermicellis

رشته تند

vermicellis dish

غذا با رشته

vermicellis recipe

دستور تهیه رشته

vermicellis stir-fry

رشته تفت داده شده

vermicellis noodles

رشته فرآوری شده

vermicellis curry

کاري رشته

vermicellis bowl

کاسه رشته

جملات نمونه

vermicelli is a popular ingredient in many asian dishes.

ورمی‌سیلی یک ماده‌ی محبوب در بسیاری از غذاهای آسیایی است.

we decided to make a stir-fry with vermicelli and vegetables.

ما تصمیم گرفتیم یک سرخ‌کرده با ورمی‌سیلی و سبزیجات درست کنیم.

vermicelli can be served hot or cold in salads.

ورمی‌سیلی را می‌توان به صورت گرم یا سرد در سالاد سرو کرد.

she added vermicelli to the soup for extra texture.

او برای بافت بیشتر، ورمی‌سیلی را به سوپ اضافه کرد.

vermicelli noodles are often used in spring rolls.

نودل‌های ورمی‌سیلی اغلب در رول‌های بهار استفاده می‌شوند.

he prefers his vermicelli with a spicy peanut sauce.

او ترجیح می‌دهد ورمی‌سیلی خود را با سس بادام زمینی تند بخورد.

in many cultures, vermicelli is a staple food.

در بسیاری از فرهنگ‌ها، ورمی‌سیلی یک غذای اصلی است.

vermicelli can be found in various shapes and sizes.

ورمی‌سیلی را می‌توان در شکل‌ها و اندازه‌های مختلف پیدا کرد.

cooking vermicelli is quick and easy.

پخت و پز ورمی‌سیلی سریع و آسان است.

she learned how to make a traditional dish with vermicelli.

او یاد گرفت که چگونه یک غذای سنتی با ورمی‌سیلی درست کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید