vermiculations

[ایالات متحده]/vɜːˌmɪk.jʊˈleɪ.ʃənz/
[بریتانیا]/vɜrˌmɪk.jəˈleɪ.ʃənz/

ترجمه

n. عمل پیچ و تاب خوردن یا حرکت کردن مانند کرم; الگوهای زینتی شبیه رد پای کرم

عبارات و ترکیب‌ها

beautiful vermiculations

قیدهای زیبا

intricate vermiculations

قیدهای پیچیده

natural vermiculations

قیدهای طبیعی

vermilion vermiculations

قیدهای قرمز

delicate vermiculations

قیدهای ظریف

subtle vermiculations

قیدهای ظریف

dark vermiculations

قیدهای تیره

fine vermiculations

قیدهای ریز

golden vermiculations

قیدهای طلایی

bold vermiculations

قیدهای جسورانه

جملات نمونه

vermiculations can often be seen in the patterns of certain reptiles.

ورمی کولیشن‌ها اغلب می‌توانند در الگوهای برخی خزندگان دیده شوند.

the artist used vermiculations to add texture to the painting.

هنرمند از ورمی کولیشن‌ها برای افزودن بافت به نقاشی استفاده کرد.

scientists study vermiculations to understand animal camouflage.

دانشمندان ورمی کولیشن‌ها را برای درک استتار حیوانات مطالعه می‌کنند.

vermiculations on the surface of the stone were fascinating.

ورمی کولیشن‌ها روی سطح سنگ جذاب بودند.

many species exhibit unique vermiculations for identification.

بسیاری از گونه‌ها ورمی کولیشن‌های منحصربه‌فرد برای شناسایی نشان می‌دهند.

the museum displayed fossils with intricate vermiculations.

موزه بقایای فسیلی با ورمی کولیشن‌های پیچیده به نمایش گذاشت.

vermiculations can indicate the health of a species.

ورمی کولیشن‌ها می‌توانند نشان‌دهنده سلامت یک گونه باشند.

photographers often capture vermiculations in nature.

عکاسان اغلب ورمی کولیشن‌ها را در طبیعت ثبت می‌کنند.

understanding vermiculations helps in conservation efforts.

درک ورمی کولیشن‌ها به تلاش‌های حفاظتی کمک می‌کند.

vermiculations can be a sign of genetic variation.

ورمی کولیشن‌ها می‌توانند نشانه‌ای از تنوع ژنتیکی باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید