vermiform

[ایالات متحده]/ˈvɜː.mɪ.fɔːm/
[بریتانیا]/ˈvɜrmɪˌfɔrm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به شکل کرم; شبیه کرم

عبارات و ترکیب‌ها

vermiform appendix

پیوست کرمی

vermiform structure

ساختار کرم مانند

vermiform movement

حرکت کرم مانند

vermiform body

بدن کرم مانند

vermiform shape

شکل کرم مانند

vermiform worm

کرم کرم مانند

vermiform larva

لارو کرم مانند

vermiform creature

موجود کرم مانند

vermiform organism

ارگانیسم کرم مانند

جملات نمونه

the vermiform appendix is often removed during surgery.

دم آپاندیس کرمی شکل اغلب در طول جراحی برداشته می‌شود.

scientists are studying the vermiform shape of certain marine organisms.

دانشمندان در حال مطالعه شکل کرمی شکل برخی از موجودات دریایی هستند.

vermiform structures can be found in various species of worms.

ساختارهای کرمی شکل را می‌توان در گونه‌های مختلف کرم یافت.

the term 'vermiform' refers to something that resembles a worm.

جمله 'کرمی شکل' به معنای چیزی است که شبیه کرم است.

in biology, vermiform larvae are an important stage of development.

در زیست شناسی، لاروهای کرمی شکل یک مرحله مهم از رشد هستند.

vermiform movements are characteristic of certain types of animals.

حرکات کرمی شکل ویژگی حیوانات خاصی هستند.

the vermiform body plan is efficient for burrowing into the soil.

طرح بدن کرمی شکل برای حفر خاک بسیار کارآمد است.

some fish have vermiform appendages that aid in swimming.

برخی از ماهی‌ها دارای اندام‌های کرمی شکل هستند که به شنا کردن کمک می‌کنند.

the study of vermiform anatomy can reveal evolutionary adaptations.

مطالعه آناتومی کرمی شکل می‌تواند سازگاری‌های تکاملی را نشان دهد.

vermiform features are often seen in the larvae of insects.

ویژگی‌های کرمی شکل اغلب در لارو حشرات دیده می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید