vernacularize language
غِلبه دادن به زبان محلی
vernacularize culture
غِلبه دادن به فرهنگ محلی
vernacularize text
غِلبه دادن به متن محلی
vernacularize speech
غِلبه دادن به گفتار محلی
vernacularize concepts
غِلبه دادن به مفاهیم محلی
vernacularize ideas
غِلبه دادن به ایدههای محلی
vernacularize expressions
غِلبه دادن به عبارات محلی
vernacularize terms
غِلبه دادن به اصطلاحات محلی
vernacularize narratives
غِلبه دادن به روایتهای محلی
vernacularize practices
غِلبه دادن به شیوههای محلی
the author decided to vernacularize the complex text for better understanding.
نویسنده تصمیم گرفت متن پیچیده را به زبان عامیانه تبدیل کند تا درک آن آسانتر شود.
it's important to vernacularize scientific terms for the general public.
تبدیل اصطلاحات علمی به زبان عامیانه برای عموم مردم مهم است.
they aimed to vernacularize the content to reach a wider audience.
آنها قصد داشتند محتوا را به زبان عامیانه تبدیل کنند تا مخاطبان بیشتری را جذب کنند.
the documentary was vernacularized to make it accessible to everyone.
برای اینکه مستند برای همه قابل دسترس باشد، آن را به زبان عامیانه تبدیل کردند.
teachers often vernacularize lessons to help students grasp concepts.
معلمها اغلب درسها را به زبان عامیانه تبدیل میکنند تا به دانشآموزان کمک کنند مفاهیم را درک کنند.
to engage the community, they decided to vernacularize the project descriptions.
برای جذب مشارکت جامعه، آنها تصمیم گرفتند توضیحات پروژه را به زبان عامیانه تبدیل کنند.
the initiative sought to vernacularize legal jargon for the average citizen.
این طرح به دنبال تبدیل اصطلاحات حقوقی به زبان عامیانه برای شهروندان عادی بود.
artists often vernacularize their work to connect with local communities.
هنرمندان اغلب آثار خود را به زبان عامیانه تبدیل میکنند تا با جوامع محلی ارتباط برقرار کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید