| جمع | versts |
verst the limit
تجاوز از محدودیت
verst the rules
تجاوز از قوانین
verst the truth
تجاوز از حقیقت
verst the facts
تجاوز از واقعیتها
verst the game
تجاوز از بازی
verst the message
تجاوز از پیام
verst the meaning
تجاوز از معنا
verst the situation
تجاوز از وضعیت
verst the process
تجاوز از فرآیند
verst the outcome
تجاوز از نتیجه
he verst the importance of teamwork in the project.
او اهمیت کار گروهی در پروژه را درک کرد.
she verst the nuances of the language quickly.
او به سرعت ظرافتهای زبان را درک کرد.
they verst the need for better communication.
آنها نیاز به ارتباط بهتر را درک کردند.
it's essential to verst the risks before investing.
قبل از سرمایهگذاری، درک خطرات ضروری است.
he verst the concept of time management effectively.
او مفهوم مدیریت زمان را به طور موثر درک کرد.
she verst the challenges of her new role.
او چالشهای نقش جدید خود را درک کرد.
they verst how to navigate difficult conversations.
آنها یاد گرفتند چگونه مکالمات دشوار را مدیریت کنند.
he verst the significance of cultural differences.
او اهمیت تفاوتهای فرهنگی را درک کرد.
she verst the feedback from her peers well.
او بازخورد از همکاران خود را به خوبی درک کرد.
it's important to verst the client's needs.
درک نیازهای مشتری مهم است.
verst the limit
تجاوز از محدودیت
verst the rules
تجاوز از قوانین
verst the truth
تجاوز از حقیقت
verst the facts
تجاوز از واقعیتها
verst the game
تجاوز از بازی
verst the message
تجاوز از پیام
verst the meaning
تجاوز از معنا
verst the situation
تجاوز از وضعیت
verst the process
تجاوز از فرآیند
verst the outcome
تجاوز از نتیجه
he verst the importance of teamwork in the project.
او اهمیت کار گروهی در پروژه را درک کرد.
she verst the nuances of the language quickly.
او به سرعت ظرافتهای زبان را درک کرد.
they verst the need for better communication.
آنها نیاز به ارتباط بهتر را درک کردند.
it's essential to verst the risks before investing.
قبل از سرمایهگذاری، درک خطرات ضروری است.
he verst the concept of time management effectively.
او مفهوم مدیریت زمان را به طور موثر درک کرد.
she verst the challenges of her new role.
او چالشهای نقش جدید خود را درک کرد.
they verst how to navigate difficult conversations.
آنها یاد گرفتند چگونه مکالمات دشوار را مدیریت کنند.
he verst the significance of cultural differences.
او اهمیت تفاوتهای فرهنگی را درک کرد.
she verst the feedback from her peers well.
او بازخورد از همکاران خود را به خوبی درک کرد.
it's important to verst the client's needs.
درک نیازهای مشتری مهم است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید