creative verves
ظرفیتهای خلاقانه
artistic verves
ظرفیتهای هنری
youthful verves
ظرفیتهای جوانی
passionate verves
ظرفیتهای پرشور
vibrant verves
ظرفیتهای پر جنب و جوش
energetic verves
ظرفیتهای پرانرژی
dynamic verves
ظرفیتهای پویایی
enthusiastic verves
ظرفیتهای مشتاقانه
bold verves
ظرفیتهای جسورانه
innovative verves
ظرفیتهای نوآورانه
her artistic verve shines through in every painting.
شور و نشاط هنری او در هر نقاشی نمایان است.
he approached the project with great verve and enthusiasm.
او پروژه را با شور و نشاط و اشتیاق فراوان آغاز کرد.
the dancers performed with such verve that the audience was captivated.
رقصندگان با چنان شور و نشاطی اجرا کردند که مخاطبان را مجذوب خود کرد.
she spoke with verve, making the presentation engaging.
او با شور و نشاط صحبت کرد و ارائهاش را جذاب کرد.
the team worked with verve to meet the tight deadline.
تیم با شور و نشاط برای رسیدن به مهلت مقرر تلاش کرد.
his verve for life inspired everyone around him.
شور زندگی او الهام بخش همه اطرافیانش بود.
with verve and creativity, they transformed the old space.
با شور و خلاقیت، آنها فضای قدیمی را متحول کردند.
the festival was filled with music and verve.
جشنواره پر از موسیقی و شور و نشاط بود.
she danced with verve, captivating everyone at the party.
او با شور و نشاط رقصید و همه را در مهمانی مجذوب خود کرد.
his writing style is full of verve and originality.
سبک نویسندگی او پر از شور و نشاط و اصالت است.
creative verves
ظرفیتهای خلاقانه
artistic verves
ظرفیتهای هنری
youthful verves
ظرفیتهای جوانی
passionate verves
ظرفیتهای پرشور
vibrant verves
ظرفیتهای پر جنب و جوش
energetic verves
ظرفیتهای پرانرژی
dynamic verves
ظرفیتهای پویایی
enthusiastic verves
ظرفیتهای مشتاقانه
bold verves
ظرفیتهای جسورانه
innovative verves
ظرفیتهای نوآورانه
her artistic verve shines through in every painting.
شور و نشاط هنری او در هر نقاشی نمایان است.
he approached the project with great verve and enthusiasm.
او پروژه را با شور و نشاط و اشتیاق فراوان آغاز کرد.
the dancers performed with such verve that the audience was captivated.
رقصندگان با چنان شور و نشاطی اجرا کردند که مخاطبان را مجذوب خود کرد.
she spoke with verve, making the presentation engaging.
او با شور و نشاط صحبت کرد و ارائهاش را جذاب کرد.
the team worked with verve to meet the tight deadline.
تیم با شور و نشاط برای رسیدن به مهلت مقرر تلاش کرد.
his verve for life inspired everyone around him.
شور زندگی او الهام بخش همه اطرافیانش بود.
with verve and creativity, they transformed the old space.
با شور و خلاقیت، آنها فضای قدیمی را متحول کردند.
the festival was filled with music and verve.
جشنواره پر از موسیقی و شور و نشاط بود.
she danced with verve, captivating everyone at the party.
او با شور و نشاط رقصید و همه را در مهمانی مجذوب خود کرد.
his writing style is full of verve and originality.
سبک نویسندگی او پر از شور و نشاط و اصالت است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید