vitalities

[ایالات متحده]/vaɪˈtæl.ɪ.tiz/
[بریتانیا]/vaɪˈtæl.ɪ.tiz/

ترجمه

n. انرژی یا سرزندگی؛ نیروی زندگی یا نشاط

عبارات و ترکیب‌ها

health vitalities

سرزندگی سلامتی

natural vitalities

سرزندگی طبیعی

vitalities boost

افزایش سرزندگی

inner vitalities

سرزندگی درونی

vitalities source

منبع سرزندگی

vitalities balance

تعادل سرزندگی

cultural vitalities

سرزندگی فرهنگی

vitalities expression

ابراز سرزندگی

vitalities enhancement

بهبود سرزندگی

social vitalities

سرزندگی اجتماعی

جملات نمونه

different cultures have various vitalities.

فرهنگ‌های مختلف دارای شال‌های حیاتی مختلف هستند.

exercise is essential for maintaining our vitalities.

ورزش برای حفظ شال‌های حیاتی ما ضروری است.

nature's vitalities are crucial for our ecosystem.

شال‌های حیاتی طبیعت برای اکوسیستم ما حیاتی هستند.

she felt a surge of vitalities after the meditation.

او پس از مدیتیشن، افزایش شال‌های حیاتی را احساس کرد.

healthy diets contribute to our vitalities.

رژیم‌های غذایی سالم به شال‌های حیاتی ما کمک می‌کنند.

art can enhance the vitalities of a community.

هنر می‌تواند شال‌های حیاتی یک جامعه را افزایش دهد.

traveling can rejuvenate one's vitalities.

سفر می‌تواند شال‌های حیاتی یک فرد را تجدید کند.

vitalities can be diminished by stress.

شال‌های حیاتی می‌توانند تحت تأثیر استرس کاهش یابند.

children naturally possess high vitalities.

کودکان به طور طبیعی شال‌های حیاتی بالایی دارند.

we should nurture the vitalities of our youth.

ما باید شال‌های حیاتی جوانان خود را تقویت کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید