energies

[ایالات متحده]/ˈɛnədʒiz/
[بریتانیا]/ˈɛnərdʒiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زنده‌دلی یا نیرو؛ مقادیر فیزیکی مرتبط با نیروهای اتمی، الکتریکی یا تابشی؛ قدرت یا نیروی اعمال شده؛ شکل جمع رایج انرژی

عبارات و ترکیب‌ها

renewable energies

انرژی‌های تجدیدپذیر

clean energies

انرژی‌های پاک

alternative energies

انرژی‌های جایگزین

green energies

انرژی‌های سبز

solar energies

انرژی‌های خورشیدی

wave energies

انرژی‌های موجی

wind energies

انرژی‌های بادی

bio energies

انرژی‌های زیستی

hydro energies

انرژی‌های آبی

thermal energies

انرژی‌های حرارتی

جملات نمونه

she has a lot of positive energies.

او انرژی‌های مثبت زیادی دارد.

different energies can affect our mood.

انرژی‌های مختلف می‌توانند بر خلق و خوی ما تأثیر بگذارند.

we need to balance our energies.

ما باید انرژی‌های خود را متعادل کنیم.

he radiates good energies wherever he goes.

هر جا که می‌رود، انرژی‌های خوب از او ساطع می‌شود.

yoga helps in channeling our energies.

یوگا به هدایت انرژی‌های ما کمک می‌کند.

they are harnessing renewable energies for the project.

آنها انرژی‌های تجدیدپذیر را برای پروژه در حال استفاده هستند.

the festival was filled with vibrant energies.

جشنواره پر از انرژی‌های زنده بود.

we should focus our energies on productive tasks.

ما باید انرژی خود را بر روی وظایف سازنده متمرکز کنیم.

her creative energies inspire everyone around her.

انرژی‌های خلاقانه او الهام بخش همه اطرافیانش است.

it's important to protect our natural energies.

محافظت از انرژی‌های طبیعی ما مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید