vesiculation

[ایالات متحده]/ˌvɛsɪkjʊˈleɪʃən/
[بریتانیا]/ˌvɛsɪkjuˈleɪʃən/

ترجمه

n. تشکیل وزیکول‌ها یا تاول‌ها؛ فرآیند تشکیل وزیکول‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

vesiculation process

فرآیند حباب‌زایی

vesiculation effects

اثرات حباب‌زایی

vesiculation phenomena

پدیده‌های حباب‌زایی

vesiculation stage

مرحله حباب‌زایی

vesiculation rate

نرخ حباب‌زایی

vesiculation activity

فعالیت حباب‌زایی

vesiculation theory

تئوری حباب‌زایی

vesiculation analysis

تجزیه و تحلیل حباب‌زایی

vesiculation model

مدل حباب‌زایی

vesiculation mechanism

مکانیزم حباب‌زایی

جملات نمونه

the vesiculation process in cells is crucial for their function.

فرآیند حباب‌زایی در سلول‌ها برای عملکرد آن‌ها بسیار مهم است.

researchers studied the vesiculation of the membrane.

محققان حباب‌زایی غشا را مطالعه کردند.

vesiculation can indicate cellular stress.

حباب‌زایی می‌تواند نشان‌دهنده استرس سلولی باشد.

understanding vesiculation helps in drug delivery systems.

درک حباب‌زایی به ایجاد سیستم‌های تحویل دارو کمک می‌کند.

the vesiculation of the cytoplasm was observed under the microscope.

حباب‌زایی سیتوپلاسم با استفاده از میکروسکوپ مشاهده شد.

vesiculation occurs during the endocytosis process.

حباب‌زایی در طول فرآیند اندوسیتوز رخ می‌دهد.

scientists are investigating the mechanisms of vesiculation.

دانشمندان در حال بررسی مکانیسم‌های حباب‌زایی هستند.

vesiculation is a key feature of viral infections.

حباب‌زایی یک ویژگی کلیدی عفونت‌های ویروسی است.

they measured the rate of vesiculation in the experiment.

آنها نرخ حباب‌زایی را در آزمایش اندازه‌گیری کردند.

vesiculation plays a role in neurotransmitter release.

حباب‌زایی در آزادسازی انتقال‌دهنده عصبی نقش دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید