viatications

[ایالات متحده]/vaɪˈætɪkeɪʃənz/
[بریتانیا]/vaɪˈætɪkeɪʃənz/

ترجمه

n. تسویه حساب ویتیکال

عبارات و ترکیب‌ها

business viatications

هزینه‌های سفر کاری

family viatications

هزینه‌های سفر خانوادگی

luxury viatications

سفر‌های لوکس

summer viatications

سفر‌های تابستانی

short viatications

سفر‌های کوتاه

international viatications

سفر‌های بین‌المللی

adventure viatications

سفر‌های ماجراجویانه

spiritual viatications

سفر معنوی

cultural viatications

سفر فرهنگی

educational viatications

سفر آموزشی

جملات نمونه

many people take viatications to explore new cultures.

بسیاری از افراد برای کشف فرهنگ‌های جدید به سفرهای زیارتی می‌روند.

viatications can provide a much-needed break from work.

سفرهای زیارتی می‌توانند استراحت مورد نیاز از کار را فراهم کنند.

planning viatications requires careful budgeting.

برنامه‌ریزی برای سفرهای زیارتی نیاز به بودجه‌بندی دقیق دارد.

viatications often lead to unforgettable memories.

سفرهای زیارتی اغلب منجر به خاطرات فراموش‌نشدنی می‌شوند.

she saved for years to afford her viatications.

او سال‌ها برای پرداخت هزینه سفرهای زیارتی خود پس‌انداز کرد.

viatications can strengthen family bonds.

سفرهای زیارتی می‌توانند پیوندهای خانوادگی را تقویت کنند.

he documents his viatications in a travel blog.

او سفرهای زیارتی خود را در یک وبلاگ سفر مستند می‌کند.

viatications are a great way to recharge your spirit.

سفرهای زیارتی راهی عالی برای بازیابی روحیه شما هستند.

many people prefer viatications over staycations.

بسیاری از مردم سفرهای زیارتی را به جای اقامت در منزل ترجیح می‌دهند.

viatications can be both relaxing and adventurous.

سفرهای زیارتی می‌توانند هم آرامش‌بخش و هم ماجراجویانه باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید