vicarships

[ایالات متحده]/ˈvɪkəʃɪps/
[بریتانیا]/ˈvɪkərˌʃɪps/

ترجمه

n. دفتر یا موقعیت یک کشیش

عبارات و ترکیب‌ها

vicarships role

نقش معاونت‌ها

vicarships duties

وظایف معاونت‌ها

vicarships appointment

انتصاب معاونت‌ها

vicarships responsibilities

مسئولیت‌های معاونت‌ها

vicarships leadership

رهبری معاونت‌ها

vicarships authority

اختیارات معاونت‌ها

vicarships community

جامعه معاونت‌ها

vicarships service

خدمات معاونت‌ها

vicarships support

حمایت معاونت‌ها

vicarships network

شبکه معاونت‌ها

جملات نمونه

he was appointed to oversee several vicarships in the region.

او برای نظارت بر چندین vicarship در منطقه منصوب شد.

the vicarships were established to support local communities.

vicarship ها برای حمایت از جوامع محلی ایجاد شدند.

she has served in various vicarships throughout her career.

او در طول دوران حرفه ای خود در vicarship های مختلف خدمت کرده است.

the vicarships play a crucial role in church governance.

vicarship ها نقش مهمی در اداره کلیسا ایفا می کنند.

many vicarships offer programs for community service.

بسیاری از vicarship ها برنامه هایی برای خدمات اجتماعی ارائه می دهند.

he was known for his dedication to his vicarships.

او به دلیل تعهد خود به vicarship هایش شناخته می شد.

vicarships often collaborate with local charities.

vicarship ها اغلب با خیریه های محلی همکاری می کنند.

the responsibilities of vicarships can vary widely.

مسئولیت های vicarship ها می تواند بسیار متفاوت باشد.

she was thrilled to receive her first assignment in the vicarships.

او از دریافت اولین مأموریت خود در vicarship ها هیجان زده بود.

vicarships provide essential support to the clergy.

vicarship ها از روحانیون حمایت اساسی می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید