vice-presidency

[ایالات متحده]/[ˈvɪs ˈprezɪdənʃɪ]/
[بریتانیا]/[ˈvɪs ˈprezɪdənʃɪ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دفتر یا پست نایب رئیس؛ نقش یا وظایف یک نایب رئیس؛ دوره‌ای که کسی دارای پست نایب رئیس است.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

vice-presidency race

ریاست جمهوری دوم

seeking vice-presidency

اجراي ریاست جمهوری دوم

vice-presidency bid

نامزدی ریاست جمهوری دوم

vice-presidency experience

تجربه ریاست جمهوری دوم

vice-presidency role

نقش ریاست جمهوری دوم

vice-presidency position

موقعیت ریاست جمهوری دوم

former vice-presidency

ریاست جمهوری دوم سابق

vice-presidency candidate

نامزد ریاست جمهوری دوم

assumed vice-presidency

پذیرفتن ریاست جمهوری دوم

vice-presidency duties

وظایف ریاست جمهوری دوم

جملات نمونه

the candidate accepted the vice-presidency of the organization with enthusiasm.

نامزد با اشتیاق پست نائب ریاست سازمان را پذیرفته است.

she resigned from the vice-presidency after a year of service.

او پس از یک سال خدمت از پست نائب ریاست استعفا کرد.

his ambition was to eventually assume the presidency after serving as vice-president.

هدف او این بود که پس از انجام دوام در پست نائب ریاست به ریاست برسد.

the vice-presidency is a crucial stepping stone for many aspiring leaders.

پست نائب ریاست برای بسیاری از رهبران آرزومند، سنگ میلstones حیاتی است.

the vice-president often acts as a liaison between the president and the cabinet.

نائب ریس به عنوان یک پیشنهاد دهنده بین رئیس و کابینت عمل می کند.

he was unexpectedly nominated for the vice-presidency of the company.

او به طور غیرمنتظره برای پست نائب ریاست شرکت نامزد شد.

the vice-presidency requires a strong understanding of policy and management.

پست نائب ریاست نیاز به درک قوی از سیاست و مدیریت دارد.

she formally announced her decision to decline the vice-presidency offer.

او به طور رسمی تصمیم خود را برای پذیرفتن پیشنهاد پست نائب ریاست اعلام کرد.

the transition to the vice-presidency was challenging but rewarding.

تغییر به پست نائب ریاست چالش برانگیز اما موفق بود.

the board voted unanimously to confirm his appointment to the vice-presidency.

هیئت رئیسه به طور یک رای برای تأیید منصوب شدن او به پست نائب ریاست رأی داد.

he skillfully handled his duties as vice-president during the president's absence.

او به خوبی وظایف خود را در حین غیبت رئیس به عنوان نائب ریس انجام داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید